بایگانی دستهٔ فلسفه

مديريت نگرش

جهان هستي با گذار از دريچه نگاه انسانها شكل ميگيرد،ديدگاه و يا نگرش انسانهاست كه به حقايق هستي،رنگ واقعيت ميپوشاند. تنها فرق بين موفقيت و شكست،نوع نگرش است مقوله اي با اين درجه اهميت كه سرنوشت پيروزي يا شكست ما را رقم ميزند،بدون شك نياز به مديريت دارد.اگر شما مديرو رهبر يك سازمان هستيد نميتوانيد در كار خود آرزوي موفقيت داشته باشيد مگر انكه به نگرش و طرز فكركاركنان خود توجه كنيد، خواه مسئوليت رهبري يك كسب وكار را داشته باشيد و خواه سرپرست يك خانواده باشيد،خواه رهبر و مربي يك تيم ورزشي باشيدوخواه سرپرست گروهي از داوطلبان . نگرش اشخاص بر رابطه هاي آنها اثر ميگذارد، تلقي آنها را از شكست وناكامي تغييرميدهد و راه رسيدن به موفقيت وكاميابي را در پيش پاي آنها ميگذارد. نگرش انسان ميتواند سبب بالا گرفتن يا فروافتادن او شود .

اثر نگرش بر شيوه رهبري:نگرش همواره يك پاي تيم رهبري است ودركارها نقش دارد وچنان قدرتي داردكه ميتواند تيم ها را به اوج برساند يا به زمين بزند ،نگرش خوب وبد وقتي در معرض ديدگاههاي ديگر قرار ميگيرد ميل به تركيب مييابد و سرعت پخش نگرش بد از نگرش خوب بيشتر است. نگرش حالتي ذهني و دروني است چه بسا كسي كه نگرش بد داردمرتكب كارهاي غير اخلاقي وغير قانوني نشود اما طرز فكرش سبب از هم پاشيدن تيمي خواهد شد كه در آن عضويت دارد. اينگونه افراد اكثرا داراي افعال زير ميباشند: ناتواني درپذيرش اشتباه – قصور در بخشش – تنگ نظري – بيماري خودخواهي – روحيه خرده گيري – ميل شديد به كسب تاييد انحصاري ديگران .با طرز فكر نادرست بايد مقابله كرد، نگرشهاي فاسد همواره كارآيي واثربخشي رهبر/مدير را از بين ميبرند.

نگرش چيست ؟نگرش احساسي است دروني كه رفتار نماد بيروني آن است و با استعداد و ظرفيت او رابطه دارد .اگرچه سراسر زندگاني ما متاثر از چگونگي روابط ما با مردم است اما برقراري رابطه همچنان كاري است دشوار، به همين سبب برقراري رابطه مناسب با ديگران كاري است واجب .موسسه پژوهشي استنفورد معتقد است 5/12 درصد هر پولي كه حاصل فعاليت انسان است در اثر دانايي و5/87 درصد در اثر توانايي راه آمدن با مردم بدست ميايد.

توليد موفقيت =5/12 % علم +5/87 % مردم شناسي

زندگي سراسرفرصتها و مانعها است فرق آنها در ديد ما است هر فرصتي مشكلي دارد و هر مشكلي فرصتي.آنكس كه نگرش برجسته دارد به هنگام رويارويي با دشواريها با دفع جنبه هاي زيان آور و بد ،ازآن وضعيت بهترين فرصت ممكن را فراهم ميسازد، دورنما و چشم انداز هاي سازنده و نويدبخش ما را كمك ميكنند تا به هدفهاي نامعمول و غيرعادي برسيم . نگرش سست ما را به جايي ميبرد كه نمي خواهيم وگاه اين نگرش به كلي ما را از ميدان به درميكند . از طرف ديگر نگرش سازنده و قوي انسان را در دژي مستحكم قرار ميدهد .

عوامل موثر بر شكل گيري نگرش انسان : نگرش انسانها در خلاء شكل نميگيرد. انسان با ويژگيهاي خاصي زاده ميشود و آن شخصيت انسان است اما محيط بيش از هر عامل ديگر در شكل گيري رفتار انسانها اثر دارد و نخستين عاملي است كه بر نظام اعتقادي ما اثر ميگذارد و آن را تغيير ميدهد يا تقويت ميكند . مورد ديگرخود انگاري است معمولا عمل انسان مستقيما واكنشي است به تصوير و انگاره اي كه از خود در ذهن دارد . ديگران ما را آنطور مي بينند كه ما خودمان را ميبينيم . در معرض تجربه هاي جديد ، ما هميشه چند فرصت در اختيار داريم و بايد تصميم بگيريم كه خطر كنيم و از آن فرصتها استفاده كنيم . در زندگي هيچ چيز بيش از تجربه تنش آور نيست . اما تجربه جديد زمينه ساز فرصتهاي جديد براي رشد وبالندگي نيز هست .

رشد وبالندگي = مهر و محبت * آموزش كاربردها + تجربه هاي جديد

امكان تغيير نگرش-ما يا خداوندگار نگرش هاي خويش هستيم يا برده آنها :

گزينش يكي از اين دو با ما است اينكه امروز كيستيم پيامد گزينش ديروز ما است . فردا هم همان خواهيم شد كه امروز برمي گزينيم ، تغيير كردن يعني انتخاب و ميل به تغيير . اگر خود يا كسي را سرپرستي ميكنيد كه نگرش بد دارد ميتوانيد در نگرش به او كمك كنيد به شرطي كه واقعا خواستار تحول باشد زيرا هر انساني مي تواند به فردي سازنده بدل شود.

فرايند تحول شامل اين مراحل است :

1- نگرش كنوني را بسنجيد يعني يافتن احساسهاي ناگوار- شناسايي رفتار ناگوار- – شناسايي افكار ناگوار- تشخيص حقيقت – برنامه ريزي و ايفاي تعهد.2-قبول كنيد قدرت ايمان از ترس بيشتر است .3- براي خود منشور هدف بنويسيد . 4- مشتاق تغيير باشيد . 5- امروز را در يابيد . 6- الگوهاي فكري خود را تغيير دهيد . 7- عادتهاي نيك را در خود پرورش دهيد. 8- همواره در فكر حفظ نگرش درست باشيد .

فقط خود شما مسئول تصميم گيري و عمل كردن هستيد با اين همه حتي پس از موفقيت و پيدا كردن نگرش تازه از هجوم تجربه هاي تلخ وناگواردر امان نخواهيد بود.دكتر برادرز روانشناس ميگويد: هر كس خواهان موفقيت است بايد ياد بگيرد كه ناكامي جزء حتمي فرايند پيشرفت است . انسان به هرجايي كه ميرسد مديون راهي است كه ميرود و در راه رسيدن به مقصد،انسان خطا را بپذيرد و در اثر ناملايمات پس نزند و پيش برود .موفقيت تابع نگرش مااست يعني توان برخورد مثبت با شكست وناكامي .

فوائد ناملايمات بسيارند از جمله :1- ناملايمات انسان را نرمش پذير و قابل اصلاح ميكند . 2- پختگي و كمال حاصل تحمل ناملايمات است .3- ناملايمات انسان را وادار ميكنند كارها را بهتر انجام دهد .4- ناملايمات فرصت ساز هستند. 5- ناملايمات مشوق نوآوري است . 6-ناملايمات مزاياي دور از انتظار دارند . 7- ناملايمات انسان را به تكاپو وا مي دارند .

اگر انسان به خودش خوشبين نباشد و اعتماد به نفس نداشته باشد نمي تواند بر خطاها و سختي ها چيره شود . هر انساني صرفنظر از گذشته خود و ماجراهايي كه درگير آنها است ، ميتواند براي خود نگرشي سازنده بيافريند .

تواناييهاي لازم براي گذار از شكست : هفت توانايي انسانهاي موفق براي آنكه مزه ناكامي را بچشند ، آن را به خود نگيرند و همچنان به پيش بروند عبارتند از: 1- مبارزه با وازنش 2- گذرا تلقي كردن شكست 3- نامرتبط انگاشتن ناكامي ها 4- واقع بيني در توقعات 5- توجه به تواناييها 6- عوض كردن راه رسيدن به موفقيت 7- شكوفايي دوباره . سايمون كاروترز ميگويد : زندگاني يعني نتيجه كارهاي ما . گاهي اين نتيجه همان چيزي است كه دنبالش بوده ايم ، در اينصورت عالي است ولي بعضي وقتها نتيجه چيزي نيست كه دنبالش بوده ايم . بايد ببينيم چه كرده ايم تا دوباره مرتكب اشتباه نشويم. افراد موفق ميتوانند بدون توجه به حوادث ، يكسره به پيش بروند و اين كار شدني نيست زيرا ميدانند شكست باعث واماندگي نميشود . هيچ كس نبايد خطا را به خود بگيرد . اين بهترين راه برخاستن پس از افتادن و ادامه دادن راه با نگرشي سازنده است . با پيروي از اين روش براي موفقيت آماده ميشويم .

معناي موفقيت :موفقيت سرمنزل مقصود نيست بلكه خود سفر است ، هيچ چيز به اندازه شناخت هدف و غرض از زندگاني با اهميت نيست .هانري كايزر ميگويد: بنابه شواهد مسلم ، بدون هدف ، انسان نمي تواند از ظرفيت خود به بهترين صورت استفاده كند .

اچ.جي.ولز نويسنده معروف معتقد بود ثروت ،شهرت ، مقام و قدرت هيچيك سنجه موفقيت نيستند . تنها سنجه واقعي موفقيت عبارت است از نسبت آنچه ميتوانستيم بشويم به آنچه شده ايم .

به بيان ديگر موفقيت پيامد بالندگي تا مرز توان و استعداد است ، از ديگرعوامل موفقيت كاشتن تخمي كه براي ديگران هم ثمر دارد،ياري كردن به ديگران ،تجربه موفقيت ما را با روح و با نشاط خواهد كرد .

اگر تلقي ما از موفقيت درست باشد ، نگاه ما به خود به زندگاني ، سازنده خواهد بود و رويدادها در اين امر اثر ندارند و اگر بتوانيم زيردستان خود را تشويق كنيم كه با همين ديد به موفقيت نگاه كنند ،همواره اميد خود را حفظ كرده و در زندگاني موفق خواهند شد . اصلا مديريت و رهبري يعني كمك به ديگران اما اگر ميخواهيد در موضوع نگرش ،به رهبري موفق تبديل شويد بايد با حقيقت ديگري نيز آشنا شويد .

راه باليدن رهبران : گذشت و فداكاري شرط پيشرفت رهبران است . گذشت در كار رهبري و مديريت عامل، پاي ثابت است . گذشت و فداكاري امري است دايم كه جنبه گذرا ندارد،هر چه جايگاه رفيع تر باشد ،ميزان وازخودگذشتگي بيشتر است .

مردمان عادي وقتي به مرحله رهبري ميرسند اين نكته را بهتر ميفهمند بدون نگرش ايثار موفقيتي دركار نخواهد بود . بالا رفتن با فرو نهادن همراه است و اين است طبيعت رهبري واين است قدرت نگرش درست .

منبع : کتاب مدیریت نگرش.
منبع

Advertisements

, , , , , , ,

بیان دیدگاه

تصویری از کوروش بزرگ در برابر اجساد پانته آ و آبراداتاس

بدون شک تابلویی که در زیر می بینید روایت کننده ی یکی از جذاب ترین و دراماتیک ترین داستان های تاریخ ایران می باشد. این تابلو اثر وینسنت لوپز هنرمند اسپانیایی قرن 18 می باشد. حقیقت این است که با دیدن این تابلو و نبودن هیچ توضیحی برای آن بسیار کنجکاو شدم تا ببینم که موضوع چیست و البته با جستجو در سایت های فارسی به روایات متناقضی از این داستان برخوردم اما متوجه شدم که همه روایات ازیک منشا یعنی لغت نامه دهخدا هستند که چون به صورت تکه تکه نقل شده اند متناقض به نظر می رسند.

اما من برای شما خلاصه ای از منبع اصلی یعنی لغت نامه دهخدا زیر عنوان نام پانته آ می آورم به امید اینکه لذت ببرید و نیز پند بگیرید!

شایان ذکر است که دهخدا نیز بر اساس روایت گزنفون نقل می کند.

کوروش در برابر اجساد پانته آ و شوهرش

داستان از این قرار است که مادی ها پس از برگشت از جنگ شوش غنایمی برای خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به نزد کوروش آوردند. از آن جمله زنی بود بسیار زیبا که گفته می شد زیباترین ه زنان شوش به حساب می آمد و پانته آ نامیده می شد وشوهر او به نام آبراداتاس برای ماموریتی از جانب پادشاه خود به ماموریت رفته بود. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

, , , ,

بیان دیدگاه

“دوشیرگان آوینیون” نمادی برای نشان دادن باکره بودن روح یک ف احشه؟

امروز می خواهیم درباره ی پیکاسو و به طور خاص بر روی دو اثر ” دوشیزگان آوینیون” و “گرنیکا” بحث کنیم.به دلایلی اعتقاد دارم این یادداشت از مهمترین یادداشت های این وبلاگ است زیرا قصد دارم با توجه به شرایط خاص نقاش و اطلاعات کاملی که در این زمینه داریم نوشته های قبلی خود را نیز مورد نقد و بررسی قرار دهم.

در واقع اطلاعات کامل ما تنها به دلیل معاصر بودن این نقاش(1881تا1973) حاصل شده است.

این هنرمند اسپانیایی در طول عمر خود چندیدن سبک مختلف کار کرد و چندین سبک جدید را هم بوجود آورد.

دوشیزگان آوینیون اثر پیکاسو ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

, , , ,

بیان دیدگاه

رشد شخصیت از دیدگاه کتل

نقش وراثت ومحیط در رشد شخصیت
کتل به دو مسئله مهم و مرتبط با رشد و نمو شخصیت یعنی تعیین کننده‌های شخصیت و الگوهای رشد صفات دارای ساختار توجه داشته است.کتل در مورد تاثیر عوامل زیستی در رفتار جنین بحث زیادی می کند،او اعتقاد دارد این عوامل می تواند تاثیر شگرفی در شخصیت فرد داشته باشد،برای مثال به اعتقاد او کودکانی که با سندرم داون متولد می شوندهوش کمی داشته وشخصیتی با الگوهای رفتاری به شدت محدود دارند،علاوه براین نابهنجاری در متابولیسم بدن می تواند منجر به عقب ماندگی ذهنی گردد.(Reckman,1989)
کتل همچنین اعتقاد داشت فرآیند تولد نیز می تواند تاثیر معینی در شخصیت داشته باشد،برای مثال ضربه سر هنگام تولد می تواند به نقص هوش ،نقص در هماهنگی حرکتی وحتی فلج منجر شود.(Reckman,1989)
به اعتقاد کتل تاثیر عوامل ارثی از یک جنبه مربوط به هورمون های دوره بارداری است،اگرچه در مورد ماهیت ونوع رابطه نظر قطعی ندارد.
بنابر این به نظر می رسد شخصیت تحت تاثیر اثر شرایط زیستی مادر بر روی رشد سیستم عصبی کودک می باشد.(Cattell,1950.p:557)
کتل علاوه بر تاثیر عوامل ارثی در رشد شخصیت،درباره اثر شگرف عوامل محیطی در رشد شخصیت پس از سال اول زندگی نیز بحث کرده است.
به اعتقاد وی در طول سال اول زندگی تاثیر عوامل زیستی بیشتر از عوامل محیطی است ولی هر چقدر سن فرد افزایش می یابد تاثیر محیط در شکل گیری شخصیت افزایش می یابد.(Cattell,1950.p:261)
نقش یادگیری ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

, , , , , ,

بیان دیدگاه