به دنبال استراتژي کم ريسک

با سير تحولات تاريخي، مناسبات اقتصادي تغيير شکل يافت و مالکيت و مديريت جهت اداره بنگاه هاي اقتصادي از يکديگر تفکيک شدند. اين مهم با انقلاب صنعتي و گسترش شرکت هاي سهامي روند رو به رشد خود را ادامه داد و با رشد بازار سرمايه (بورس سهام) فرآيند جدا شدن مالکيت از مديريت بسط يافت.

در قانون تجارت ايران، اين نکته مورد اشاره قرار گرفت و در ماده (???) تصريح شد: «هيات مديره مي تواند براي اداره شرکت يک نفر شخص حقيقي را به عنوان مديريت عامل برگزيند، که جزء هيات مديره شرکت نباشد.»

افزايش دامنه فعاليت هاي اقتصادي موجب شد سرمايه گذاران کنترل مستقيم خود را برروي سرمايه گذاري ها از دست بدهند. کنترل عملکرد مديران، بررسي وضعيت مالي و نتايج عمليات شرکت ها از طريق گزارش حسابرسان مستقل ارائه و مورد ارزيابي قرار مي گيرد.

رونق اقتصادي به همراه گسترش بازارهاي مالي موجب شد، سرمايه گذاران استراتژي هاي متفاوتي را جهت ساير فعاليت هاي سرمايه گذاري بسط دهند تا ضمن برخورداري از درآمد حاصل از سرمايه گذاري، ريسک سرمايه را کاهش دهند. زيرا تنوع در سرمايه گذاري به طور ماهوي ريسک را کاهش مي دهپد.

به بيان ديگر موجب افزايش مصونيت سرمايه گذاري در مقابل نوسانات يا شرايط رکود بازار مي شود. عموماً انجام مطالعات توجيهي در سرمايه گذاري هاي غير جاري (بازار اوليه) از سه ديدگاه مورد بررسي قرار مي گيرد: داشتن توجيه فني (ظرفيت، تکنولوژي، محل استقرار و…) توجيه اقتصادي (بازار فروش، رقبا، رشد، الگوي مصرف و…) و توجيه مالي (سود مورد انتظار، ميزان ريسک، دوره برگشت سرمايه و…). بنابراين مطالعات توجيهي از الزامات تصميم گيري براي هر نوع سرمايه گذاري است. بديهي است تصميمات در بازار سرمايه (بازار ثانويه) نيز نمي تواند از اين قاعده مستثني باشد.

در سرمايه گذاري هاي بازارهاي مالي و پولي ميزان ريسک و سود مورد انتظار از اهميت ويژه اي برخوردار هستند.

حتي در سرمايه گذاري هاي بدون ريسک مانند اوراق مشارکت و سپرده هاي بانکي توجه به سود مورد انتظار و تورم واقعي از اهميت ويژه اي برخوردار است. اگر سود مورد انتظار از نرخ تورم کمتر باشد يا نرخ تورم طي دوره مورد انتظار افزايش يابد قدرت پول کاهش مي يابد و عملاً بخشي از سرمايه به صورت ماليات منفي از دست مي رود.

بنابراين توصيه مي شود براي ورود به بازار سرمايه و خريد کالاهاي مالي، همانند مشاورين طرح هاي سرمايه گذاري از تکنيک ها و تحليل هاي تخصصي مالي از خدمات تحليلگران مالي استفاده شود، تا با اطمينان بخشي بيشتري در امر سرمايه گذاري مشارکت نماييد.

تحليلگران مالي با توجه به آشنايي با مفاهيم و ابزارهاي موجود در بازار سرمايه مي توانند با ارائه راهکارهاي مناسب و به موقع، در بازار سرمايه موجب افزايش احتمالي بازده مورد انتظار شوند و کاهش ريسک را متصور نمايند.در نظريه هاي مديريت مالي، بين ريسک و بازده مورد انتظار رابطه مثبت وجود دارد، يعني سرمايه گذاران با تقبل افزايش ريسک، بازده بالاتري را مطالبه مي کنند. بنابراين در ابتدا به مفهوم ريسک به طور مختصر مي پردازيم.

? ريسک

ريسک عبارت از احتمال از دست دادن تمام يا قسمتي از سود و يا اصل سرمايه، و به عبارتي، ريسک نوسان بازده سرمايه گذاري است. به طور کلي ريسک به دو دسته طبقه بندي مي شود: ريسک سيستماتيک و ريسک غيرسيستماتيک. ريسک سيستماتيک شامل آن بخش از ريسک کل است که همراه با تغييرپذيري در سطح بازار همراه بوده و سرمايه گذار قادر به کاهش آن نيست. مانند وقايع غيرمترقبه، جنگ، تحريم و… ريسک غيرسيستماتيک آن بخشي از ريسک کل است که به تغييرپذيري در بازار سرمايه مرتبط است و سرمايه گذار مي تواند با مديريت صحيح و انتخاب درست سهام اين بخش از ريسک کل را کاهش دهد.

از ديدگاه تئوري، با انتخاب بيشتر سهام (پرگونه سازي) مي توان ريسک غيرسيستماتيک را به صفر نزديک کرد، ولي چون نمي توان تغييري در ريسک سيستماتيک به وجود آورد در نهايت ريسک سبد سهام نمي تواند کمتر از ريسک سيستماتيک شود. به طور کلي عوامل تشکيل دهنده ريسک باعث تغيير قيمت آن سهم در بازار مي شود. اين عوامل عبارتند از ريسک نرخ ارز، ريسک تجاري، ريسک نرخ تورم، ريسک بهره و… .

? استراتژي و ريسک

به طور کلي مي توان ريسک شرکت ها را به دو بخش تفکيک کرد: ريسک تجاري و ريسک مالي. ريسک تجاري به معناي امکان تغييرات در ميزان سوددهي يک بنگاه يا به بيان ديگر تغييرپذيري در بازده مورد انتظار آن است. نوع صنعت، عمر شرکت، نوع تکنولوژي و… با ميزان ريسک تجاري ارتباط دارد.

شرکت هايي که هزينه ثابت بالايي دارند و يا از تکنولوژي پيشرفته اي بهره مي گيرند و همچنين شرکت هاي کوچک و تازه تاسيس، با ريسک تجاري زيادي برخوردار هستند. ريسک تجاري عبارت است از: ريسک محصول (پذيرش محصول از سوي بازار)، سهم بازار، اندازه بازار و… . ريسک تجاري عموماً با استراتژي رقابتي ارتباط دارد و شدت رقابت در يک صنعت، ريشه در ساختارهاي اقتصادي آن دارد که فراتر از عملکرد رقباي موجود است.

ـ مايکل پورتر ( porter.M) ماهيت رقابت در يک صنعت را به پنج عامل اساسي رقابتي مرتبط مي داند:

?) محصولات جايگزين ( تهديد ناشي از محصولات جايگزين يا خدمات جايگزين)

?) خريداران (قدرت چانه زني خريداران)

?) فروشندگان (قدرت چانه زني تامين کنندگان)

?) تازه واردان (تهديد رقباي بالقوه)

?) رقابت در صنعت (رقابت در بنگاه هاي موجود در بازار مورد نظر)

وي اين پنج عامل را با هم موجب شدت رقابت در صنعت و سودآوري آن تعيين مي نمايد و معتقد است براي هر نوع تحليل در مورد رقبا، ابتدا بايد فرآيند هاي چهار بخشي شامل: اهداف آينده، استراتژي فعلي، پيش فرض ها و توانمندي ها مورد شناسايي بررسي و ارزيابي قرار گيرد.

ريسک مالي به معناي تغييرپذيري بازده مورد انتظار ناشي از ساختار سرمايه، سياست هاي تامين مالي و اهرم مالي است. يکي از منابع اوليه براي بنگاه هاي اقتصادي، وجوهي است که براي تحصيل ساير منابع از آن استفاده مي شود.

ـ اين وجوه که سرمايه را تشکيل مي دهند داراي هزينه هاي خاص خود هستند که با تحليل هزينه- فايده مي توان به پنج سئوال اساسي براي هزينه ها پاسخ داد.

?) چه منافعي از اين هزينه عايد خواهد شد ؟

?) چه منافع غيرمستقيمي از اين هزينه عايد خواهد شد ؟

?) آيا منافع حاصل از هزينه هاي ايجاد شده بيشتر است؟

?) اگر هزينه انجام نشود چه زيان هايي واقع خواهد شد؟

?) آيا گزينه کم هزينه تري براي دستيابي به منافع وجود دارد؟

ترکيب سهامداران، ميزان سرمايه و ارزش ويژه هر سهم از عوامل ساختاري سرمايه و همچنين نحوه تامين منابع مالي جهت سرمايه در گردش، ساير فعاليت هاي عملياتي و طرح هاي توسعه از سياست هاي تامين مالي و اهرم مالي هستند.

شرکت ها از دو طريق نسبت به تبيين سياست هاي تامين مالي خود اقدام مي نمايند: تامين مالي از طريق افزايش سرمايه يا اخذ تسهيلات مالي از بانک ها و موسسات مالي يا ترکيبي از آنها. هر ميزان درجه اهرم مالي شرکتي بالاتر باشد (نسبت بدهي به ارزش ويژه يا نسبت بدهي به کل دارايي ها) ريسک مالي بيشتر مي شود. بنابراين يک رابطه مستقيم و معنادار بين استراتژي تامين مالي و ريسک وجود دارد.

تبيين استراتژي تامين مالي معمولاً به نوع صنعت و نوع محصول بستگي دارد و به طور کلي منابع براي چهار گروه تقسيم مي شود: سرمايه، نيروي انساني، مواد اوليه و دانش فني. بنابراين ميزان هر يک از گروه هاي پيش گفته نشان از ميزان محوريت آن در امر سرمايه گذاري در آن صنعت دارد؛ از جمله فعاليت هايي که با محوريت سرمايه بري همراه است يا کارگرمحوري، مواد اوليه محوري و دانش فني محوري که هر يک براي تامين مالي از استراتژي هاي ملي متفاوتي برخوردار است؟

Advertisements

, ,

  1. بیان دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: