داده های پارازیتی

پیش گفتار: این مطلب توسط نویسنده وبلاگ یه وجب خاک اینترنت نوشته شده است

“داده های پارازیتی” نامی است که من به اطلاعات ناخواسته ای می دهم که هر روز و هر ساعت با چرخیدن در اینترنت و خواندن و تماشای وبسایتها و وبلاگهای مختلف به طرف مغز من و تو شلیک می شود. فرقی هم نمی کند که این اطلاعات چه باشند. از عکس و تصویر و متن مقاله و پست وبلاگ بگیر تا چارت و فیلم و غیرو…. هرچه که باشد حجم عظیمی از اطلاعات ناخواسته و بدون اینکه مربوط به کار زمان حالمان باشد به طرف ما شلیک می شوند. طبیعتا جایگاه اینترنت و دنیای وب که فاصله ها را در میان انگشتان دست شما و وابسته به یک کلیک کرده اند باعث شده که کنترل این داده های پارازیتی از عهده بسیاری از کاربران خارج بشه و همیشه بحث های داغی هم پیرامون نحوه کنترلش در دنیای وب، آغاز شده است.

به نظر می رسد رشد سرعت اینترنت وافزایش تعداد کاربرها و همچنین کمک افزون سایتهای وب دویی که سعی در ساده سازی اشتراک گذاری و تولید محتوای توسط کاربرانشان دارند، باعث شده که هر روز بیش از روز قبل ما در معرض این پارازیت ها باشیم. آشکار ترین پارازیت اطلاعاتی زمانیست که به دنبال آپدیتهای یک دوست هستید ولی هیچ راهی برای دسته بندی آپدیت های او ندارید. مثلا اگر از فرندفید استفاده می کنید دوستی ممکن است در فهرست دنبال شوندگان توسط شما باشد. حال این دوست شما انواع و اقسام محتوا رو به اشتراک می گذارد. مثلا تصور کنید ۱۰۰ لینک در روز که عده ای از آنها تصویر، کتاب، مقاله و یا رده سرگرمی و هجویات هستند. من اگر نخواهم لینکهای مربوط به تصاویر رو ببینم باید چه کنم؟ متاسفانه هنوز روشهای بهینه و نهادینه ای برای این قضیه تعبیه نشده است. آخرین متدی که در اینترنت و وب کمی این بخش بندی را ساده کرد همان شیوه “تگ کردن” و یا به فارسی “برچسب زدن” بود که حتی باعث شد سایتهایی مانند “خوشمزه” میلیونها دلار به یاهو فروخته شوند فقط و فقط به دلیل پیشتاز بودن در استفاده از سیستم برچسب گذاری. اما متاسفانه سیستم برچسب گذاری باید توسط خود کاربر انجام شود و عده بسیاری در انجام این کار تنبل هستند و از سویی دیگر مهارت و استعدادی در استفاده از برچسب های مناسب ندارند.

داده های پارازیتی ممکن است در ابتدا خوشآیند باشند. شما چیزی رو از طرف دوستتون و یا مشترک حساب کاربریتون در سایتهای مختلف می بینید که اصلا از وجود عنوانش هم خبر نداشته اید. طبیعتا این گونه سورپرایز شدن برای آدمهای بیکار خوب است و برای کسانی که علاقه مند به وب چرخی بی هدف هستند. اما برای یک محقق که باید تمرکز کند و یا برای کارمند یک شرکت که می بایست تمام انرژی و هدفش رو برای پروژه بگذارد، این داده ها بلای خانمان سوز هستند چرا که وقت و انرژی و منابع هنگفتی رو از کارفرما و همچنین کارمند و کاربر اینترنتی می گیرند.این آنارشی اطلاعاتی امروزه بلای جان سازمانها شده است شاید برای همین است که اکثر شرکتها اجازه وبگردی همه سایتها را بر روی اینترنت در زمان کار و یا از طریق اینترنت شرکت نمی دهند و یا ده ها نرم افزار استفاده می کنند تا بتوانند سایتهای دیده شده توسط کارمندان را بازرسی کنند و کسانی که وقت زیادی را تلف می کنند رو به بازخواست بکشند. راه چاره چیست؟

Advertisements

, , , , , , ,

  1. بیان دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: