نوشتههای برچسبخورده با تحلیل
آمار و ارقام جالبي از برج ميلاد

يک گروه کارشناسي، برخي مقادير، اوزان و مواد به کار رفته در احداث برج ميلاد را به مقياس هايي ملموس تبديل کرده است.
به گزارش ايسنا، ارتفاع کل برج 435 متر و معادل 5/1 برابر ارتفاع برج ايفل در فرانسه است . ارتفاع 315 متري شفت بتني برج نيز برابر با ارتفاع يک ساختمان 105 طبقه است و دکل آنتن برج ميلاد نيز با 120 متر طول ، معادل ارتفاع يک ساختمان 40 طبقه است.
وزن کل سازه 161 هزار تن و معادل وزن 3 هزارو 578 تانک است . لابي برج نيز با زير بناي 15 هزار مترمربع معادل 3 زمين فوتبال و زير بناي 12 هزار متر مربعي راس سازه نيز برابربا 5/2 زمين فوتبال است.
230 کيلومتر کابل در احداث برج به کار رفته که طول آن معادل مسافت تهران – شمال است. 25 کيلومتر نيز متراژ لوله مصرفي در برج ميلاد است که چيزي مساوي با 5/4 برابر ارتفاع قله دماوند محاسبه شده است.
2 برابر محيط کره زمين نيز مقياس به دست آمده براي 80 هزار کيلومتر مسافت طي شده با آسانسورهاي کارگاهي برج ميلاد است.
9 هزار چراغ و 100 هزار پيچ نيز از ديگر مواد مصرفي در ساخت برج ميلاد است که با يک ميليون و 300 هزار نفر روز در اين پروژه به کار رفته است.
همچنين ميانگين سني مهندسان پروژه برج ميلاد 31 سال عنوان شده است و 40 هزار نفر نيز از ابتداي زمان احداث تا کنون از اين برج ديدن کرده اند
منبع : 0335 ايران
دايي نود را خورد!

(عكاس: علي آقاربيع/ خبرگزاري فارس)
ديشب گفتگوي برنامه نود (عادل فردوسي پور) با علي دايي سرمربي تيم ملي ايران را ديدم و تا آخر اين گفتگو را دنبال كردم.
با اين كه علاقه زيادي به ديدن برنامههاي ورزشي ندارم اما اين گفتگو آنقدر جذاب بود كه چشم از آن بر نداشتم.
اولين نكتهاي كه قابل تحسين است «تسلط علي دايي» بر فضاي گفتگو بود. ما خبرنگارها بر حسب حرفه و روحيه عادت نداريم هر موضوع و حرفي را به راحتي بپذيريم و هميشه با طرف گفتگوي خودمان جر و بحث و چالش ميكنيم و همين باعث مي شود كه فرد مصاحبه شونده كنترل خود را بر فضاي گفتگو از دست بدهد و آن گونه كه بايد و شايد نتواند ظاهر شود و از مواضعش دفاع كند. اما ديشب با اين كه همه ما روحيه عادل فردوسي پور را مي شناسيم كه چقدر اهل چالش و جر و بحث است اما علي دايي تحت تأثير فضايي كه فردوسي پور براي او ساخته بود قرار نگرفت و در كمال آرامش و منطق سخن گفت.
بيشترين موضوع گفتگوي ديشبِ برنامه نود با علي دايي، ماجراي دعوت علي كريمي به تيم ملي و استعفاي او از بازي در تيم ملي بود. علي دايي ضمن به رسميت شناختن تواناييهاي حرفهاي علي كريمي گفت: «هيچكس نبايد براي تيم ملي كلاس بگذارد. ما هر چه داريم از تيم ملي داريم. اگر در تيمهاي خارجي بازي ميكنيم به بركت بازي ما در تيم ملي است. نبايد اينها يادمان برود».
دايي گفت:« خود من هم در برههاي به تيم ملي دعوت نشدم اما اعتراضي نكردم و با رورنامهها گفتگو نكردم كه چرا دعوتم نكردهاند. متأسفانه كساني هستند كه به آقاي علي كريمي مشاوره اشتباه ميدهند».
جاي تأسف دارد كه ما ايرانيها با گرفتن ژست متخصص و صاحب نظر، همه در كارهاي همديگر دخالت ميكنيم. اصلاً قصد دفاع از علي دايي را ندارم اما فراموش نكنيم علي دايي در حال حاضر سرمربي تيم ملي ايران است و اين اختيار را دارد كه مستقل عمل كند. قطعاً اگر من و شما هم سرمربي تيم ملي ميشديم با تمام وجودمان تلاش ميكرديم كه يك مربي ايدهآل و موفق باشيم و هيچگاه كاري نميكرديم كه به ضرر موقيعت خودمان باشد. علي دايي هم همينطور. بي شك، دايي هم مثل ما تلاش ميكند بهترين باشد و براي رسيدن به اين هدف، از بهترين شيوهها استفاده ميكند.
چرا بايد روحيه تيم ملي ايران، سرمربي، كادر فني و … به خاطر علي كريمي كه خودش با عصبانيت به خبرنگاران مي گويد: نمي خواهم براي تيم ملي بازي كنم. اصلاً من به تيم ملي فكر نميكنم! آشفته شود و تمركز از آنان گرفته شود؟ علي كريمي و همه ما خوب است هر از چند گاهي نگاهي به گذشته خودمان بيندازيم و ببينيم چه كسي و در چه موقعيتي بودهايم و چه شد كه به اينجا رسيديم؟ علي كريمي اين روزها با مصاحبههايش كه عموماً در حد يك يا دو جمله هستند روان تيم ملي را پريشان كرده و اين تنها ميتواند ناشي از خودخواهي باشد. علي كريمي كجا ميتوانست ماهي 7000/000 درآمد داشته باشد؟! بدبختانه فراموش كردهايم كه شكر نعمت، نعمتمان افزون و كفر نعمت، نعمت را از كفمان بيرون ميكند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »
مقایسه عطاران با مدیری آن که دنبال مردم میرود و آن که مردم را دنبال خودش میبرد
مدیری، زیرک است. رگ خواب مردم توی مشتاش است. میداند در هر زمانی چه چیزی بازار دارد. آن چه مردم دوست دارند می گوید و پولاش را میگیرد. سریالهای مدیری معمولا مدتی بعد از پخش و بر اساس بازتاب های مردمی شکل اصلیشان را مییابند.
عطاران هم زیرک است و جامعهاش را خوب میشناسد اما قرار نیست به آنها حال بدهد. حرف دارد و میخواهد حرف خودش را بزند. چه مردم دوست داشته باشند چه نداشته باشند.
مدیری بلد است که چطور مثل یک تاجر زبردست با کمترین سرمایهگذاری (مادی و معنوی) بیشترین بهرهبرداری (مادی و معنوی) را بکند. با استفاده از یک تیم ثابت و چند فرمول مشخص، در کمترین زمان و با کمترین تلاش ممکن (در مقایسه)، بیشترین رضایت را از بیننده میگیرد:
صحنهاش را با دمدستیترین وسایل و با کمترین تلاش فکری میچیند بدون کمترین ظرافت معنایی یا زیباییشناسانه. میزانسن صحنه همیشه (همیشهی خدا) عبارت است از دو تا مبل که بسته به گنجایش مبل تعدادی بازیگر روی آن مینشینند و بقیه پشت آن به صف میایستند. اما مدیری خوب می داند چطور با چند رنگ تند (هر چند بیتناسب) و یک بزمجهی بزرگ زنده روی میز، حواس تماشاگران کمتوقع را پرت کند و چشمشان را به روی کاستیهای صحنه ببندد.
مدیری چهار پنج بازیگر شاخص دارد که خودشان خوب میدانند چه گونه بازی کنند و بقیهی بازیگرها را عوامل صحنه و دوستان، خویشاوندان و همسایگان آنها تشکیل میدهند که نه استعدادی از خودشان دارند نه کارگردان برای خوب بازی گرفتن از آنها کوششی میکند. بچهها در آثار مدیری یا اصلا نیستند و یا اگر باشند در حد میز و سه پایه و دیگر وسایل صحنهاند. اما در سایهی تیپهای محبوب و بامزهای مثل قلمراد و ستارهی خوش تیپی مثل بازغی و کمدین باسابقهای مثل خمسه، و از همه مهمتر خود مدیری (که امسال ثابت کرد پولسازترین ستاره سینما هم میتواند باشد)، کی بازیگرهای فرعی را میبیند؟
عطاران اما برای ریزترین جزئیات صحنه فکر می کند و وقت و انرژی صرف میکند ولی رضایتی که از بینندهاش می گیرد شاید به مراتب کمتر از مدیری باشد. در صحنهپردازیهای عطاران از رنگ های تند و جانوران محیرالعقول و مبلمان چشمگیر خبری نیست. همه چیز به فراخور قصه و فضا باید واقعی باشد. از تور نانوایی در گوشهی حیاط خانه اوس احمد بگیر تا دستمال روی تلفن خانهی ماشالله تا زنگ درب و داغان خانهی زن ترشیفروش.
عطاران برای فرعیترین نقشها با دقت و حوصله دنبال بازیگر مناسب میگردد و برای بازی گرفتن از هر کدام آنها وقت و انرژی بسیار صرف میکند و تا آن چه میخواهد به دست نیاورد ول کن معامله نیست. چنان است که حضور بچهها، رهگذران، فروشندهها و تمامی نقشهای ریز و فرعی هم درست به اندازهی نقشهای اصلی دلپذیر و جذاب است.
کل شوخی های کل سریالهای مدیری شاید به سی تا نرسد! که آنها هم از آثار لورل و هاردی، پلنگ صورتی و تام و جری اقتباس شدهاند و اگر به این شوخیها آشنا باشید در خلال سریالهای مدیری کمتر غافلگیر میشوید و به خنده میافتید.
عطاران اما برای هر صحنه به صورت جداگانه، شوخیهای تازه و بکر طراحی میکند که مخصوص همان صحنه و موقعیت هستند.
مدیری با زیرکی فضای رسانهای را به نفع خودش طوری در اختیار گرفته که حتی در مقابل ضعیفترین آثار او کمتر میشود نقد منفی پیدا کرد. طرفداران مدیری چنان ارادتی نسبت به او دارند که هر سریال طنز دیگری از طرف رقبای مدیری ارائه میشود به سرعت فضای منفی علیه آن درست میکنند و هر چه اقبال به آن سریال بیشتر باشد حملات شدت میگیرند.
عطاران در فضای رسانهای چنان بیکس و برخوردش در برابر منتقدان چنان متواضعانه است که حتی وقتی منتقدی از کار او خوشش آمده موقع تعریف و تمجید، معذب میشود و حتیالامکان در تمجید از او خساست میکند.
امروز وقتی آثار گذشتهی مدیری را نگاه میکنیم، بیشترشان کمی کهنه به نظر میرسند اما لطف دیدن مثلا «خانه به دوش»، امروز (که چهار پنج سال از پخش آن گذشته) اگر بیشتر نباشد کمتر هم نیست.به نظر می رسد آثار مدیری سطح بیشتر، و آثار عطاران عمق بیشتری را در بر میگیرند.
منبع : IROON TV
اصول طراحی بر اساس استاندارد های وب 2.0 – قسمت اول
وب 2.0 محدود به اشتراک کاربران در تهیه محتوای سایت نمی شود. سایت های وب 2.0 مجموعا در طراحی نیز از یک الگوی خاص پیروی می کنند. مقالات مختلفی در این مورد موجود است ولی مقاله بن هانت در این بین به نظرم کامل ترین مقاله آمد. تصاویری داخل مقاله بعضا قابل استفاده نبود و تصاویر جدید جایگزین تصاویر قدیمی شده است. بخش هایی از مقاله نیز تغییراتی دارد. در اینجا بخش اول مقاله را می خوانید.
مطالب این مقاله صرفا اطلاعاتی در مورد شکل و ظاهر سایت های وب 2.0 ارائه کرده است و وارد جزئیات دیگر سایت های وب 2.0 نمی شود.
عزیزانی که دوست دارند در طراحی های خود از ظاهر سایت های wrb 2.0 پیروی کنند، می توانند به بخش وب 2.0 سایت template monster مراجعه کنند. سایت go2web20.net نیز گزینه مناسبی برای دیدن سایت های وب 2.0 است.
بلاگفایی ها کمک میخواهند – بلاگ پرس؛ راهنمای وبلاگنویسی و مهاجرت
نوشتهشده به وسیلهٔ سیاوش در وبلاگ نویسی, وردپرس در اکتبر 12, 2008
هر چند ایجاد وبلاگ در وردپرس و بلاگر با چند کلیک ساده میسر میشود، اما همین امر ساده برای بسیاری پیچیده و غیر ممکن است. همچنین کسانی که مدتها به چند امکانِ محدود وبلاگنویسی دسترسی داشته اند، امکاناتِ گسترده و حرفه ایِ وردپرس و بلاگر برای شان پیچیده مینماید.
اما متاسفانه هیچ آموزش کاملی برای ایجاد وبلاگ و وبلاگنویسی در سرویسهای بلاگر و وردپرس به زبان فارسی وجود ندارد. وب 3 از مدتها پیش در انتظار رفع این نقیصه و تهیه ی آموزش های کامل از جانبِ دوستان از جمله گروه های وردپرس و بلاگر فارسی بود. اما عضویت، پرسش و پاسخ و یافتن راه حل مشکل در این گروه ها چنان مراحل پیچیده ای دارد که خود نیاز به آموزش دارند. کسی که قادر به عضویت و استفاده از مطالب این گروه ها باشد به طریق اولی خود قادر به ایجاد وبلاگ و حل مشکلات ابتدایی خود خواهد بود. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »
ابرشهر بیگورستان
تهران با جمعیتی بیش از هشت میلیون نفر، تا چند ماه آینده با بحران پر شدن گورستان اصلی خود روبهرو خواهد شد و این در حالی است که تاکنون جایگزین مناسبی برای آن پیدا نشده است.
از چندی پیش و هنگامی که مسوولان سازمان بهشت زهرا اعلام کردند به زودی ظرفیت این منطقه پر خواهد شد، شهرداری و شورای شهر تهران به دنبال یافتن منطقه مناسبی برای احداث گورستانی جدید بودند.
مهمترین گزینهای که شهرداری تهران تاکنون بر آن تاکید داشته، منطقه تلو در شرق شهر تهران است. احداث گورستان جدید در منطقه تلو در ابتدا با مخالفت سازمان محیط زیست روبهرو شد.
اما درست هنگامی که بحثهای زیست محیطی در مورد مناسب نبودن منطقه تلو میان شهرداری و سازمان محیط زیست در جریان بود، ارتش مخالفت نهایی و قاطع خود را با این پروژه اعلام کرد و به این ترتیب بحث در مورد این منطقه فعلاً منتفی شد.
ارتش ایران که مالک زمینهای این منطقه از استان تهران است در نامهی هفته گذشته خود خطاب به شهرداری تهران، وجود مسایل امنیتی، کاربری نظامی و مشکلات زیست محیطی را از جمله دلایل اصلی این مخالفت ذکر کرد.
اما پیش از آنکه ارتش بهعنوان مالک این زمینها با اظهار نظر خود پرونده منطقه تلو را به بایگانی بسپارد، سازمان حفاظت محیط زیست و کارشناسان مسایل زیست محیطی نیز به صورت جدی با احداث گورستانی بزرگ در این منطقه مخالفت کرده بودند.
از مهمترین دلایل مخالفت سازمان محیط زیست با احداث این پروژه در منطقه تلو، قرار گرفتن آن روی گسل بوده است. این سازمان معتقد بود ساختن گورستان روی گسل باعث خواهد شد که آب غسالخانه و تصفیهخانه گورستان وارد رودخانه جاجرود شود.
رودخانه جاجرود یکی از منابع تامین آب آشامیدنی تهران است. از طرف دیگر منطقه تلو در بالادست چند تصفیهخانه مهم آب شهر تهران قرار دارد و احتمال دارد با نفوذ آبهای آلوده به منابع زیرزمینی آب و یا ورود آنها به چرخه آب تصفیهخانهها یا چاهها و قناتها باعث آلوده شدن آب شرب تهران شود.
بهشت زهرا
معضل ترافیکی نیز یکی دیگر از دلایل مهم مخالفتها بوده است. برخی کارشناسان، جادهها و گذرگاههای شرقی تهران را فاقد ظرفیت لازم برای حجم ترافیک این منطقه در صورت احداث این گورستان دانستهاند.
علیرغم مخالفتهای پیشین سازمان حفاظت محیط زیست و اکنون نیز مخالفت صریح ارتش، شورای شهر تهران همچنان معتقد است با توجه به پیشبینیهای صورت گرفته در طرح جامع تهران، منطقه تلو مناسبترین مکان برای ساخت این پروژه جدید است.
پیشتر خسرو دانشجو، سخنگوی شورای شهر تهران اعلام کرده بود که تمام کارشناسیهای لازم برای این منطقه انجام شده و مخالفت سازمان محیط زیست فاقد توجیهات مناسب است.
بهشت زهرا، بزرگترین گورستان ایران، در سال ۱۳۴۹ خورشیدی و به منظور استفاده در یک دوره ۵۰ ساله طراحی و احداث شد.
رشد فزاینده جمعیت تهران و افزوده شدن قطعه کشتهشدگان جنگ ایران و عراق یا «قطعه شهدا» ظرفیت این گورستان را قبل از زمان پیشبینی شده به اتمام رسانده است.
محمد باقر قالیباف، شهردار کنونی تهران از تمام شدن ظرفیت بهشت زهرا به عنوان یک معضل بسیار حاد و جدی برای این شهر نام برده است.
در اواخر مردادماه سالجاری رییس سازمان بهشت زهرا اعلام کرده بود که تنها سه قطعه دیگر به اتمام ظرفیت این منطقه باقی مانده که آنها نیز تنها ظرف مدت چند ماه پر خواهند شد.
برای رفع مشکل گورستان ابرشهر تهران تاکنون راههای گوناگونی پیشنهاد شده است. داریوش گلعلی زاده، معاون محیط زیست انسانی اداره کل محیط زیست استان تهران، پیش از این از نیاز به احداث چهار گورستان در چهار نقطه اطراف این شهر به همراه یک گورستان بزرگ و جدید خبر داده بود.
راه حلی که به اعتقاد وی میتواند پاسخگوی نیاز این شهر تا ۵۰ سال دیگر باشد. از سوی دیگر طرحهایی نیز مبنی بر توسعه بهشت زهرا به سمت باقرشهر در جنوب تهران وجود دارد.
اما این طرح نیز تنها میتواند به مدت ۱۰ سال پاسخگوی نیازهای موجود باشد. گرچه بحثها در مورد این طرح نیز با مخالفت ساکنان باقرشهر روبهرو شده که خواهان گسترش گورستان به سمت محل زندگی خود نیستند.
تمام کارشناسان بر این اعتقادند که احداث گورستان جدید برای تهران در هر نقطهای که باشد باید با مطالعه کامل و در نظر گرفتن کلیه مسایل زیست محیطی باشد تا در آینده مشکلاتی را چه برای شهروندان تهران و چه شهروندان مناطق اطراف به وجود نیاورد.
منبع رادیو زمانه
مرثیه ای برای دنیای نو

سرزمینی برای پیرمردها نیست
کارگردان: جوئل و ایتن کوئن / فیلمنامه: جوئل و ایتن کوئن (بر اساس رمانی به همین نام، نوشته کورماک مک کارتی) / مدیر فیلمبرداری: راجر دیکنز / تدوین: جوئل و ایتن کوئن / موسیقی متن: کارتر بولول / بازیگران: خاویر باردم، تامی لی جونز، جاش برولین، کلی مک دونالد، وودی هارلسون / محصول: 2007، آمریکا / مدت زمان: 122 دقیقه / جوایز: برنده جایزه اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش دوم مرد / نامزد دریافت نخل طلا از فستیوال کن / برنده جایزه گلدن گلاب بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و نامزد گلدن گلاب بهترین فیلم درام و بهترین کارگردانی / برنده جایزه بافتا برای بهترین کارگردانی، بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمبرداری
خلاصه داستان:
لاولین ماوس (جاش برولین) جوشکار یک شرکت خدماتی است که همراه همسرش، کارلاجین (کلی مک دونالد) در یک خانه کاروانی زندگی می کند. روزی لاولین برای شکار به دشت های اطراف شهر می رود اما در آنجا با صحنه عجیب و هولناکی روبرو می شود. او تعدادی جنازه به گلوله بسته شده و همچنین تعدادی اتوموبیل می بیند که در بار یکی از آنها محموله زیادی از مواد مخدر جاسازی شده است. لاولین متوجه می شود که معامله نافرجامی در کار بوده و باید پول یک طرف معامله نیز در همان حوالی باشد. با اندکی جستجو لاولین موفق به یافتن دو میلیون دلار پول نقد می شود. در همین حال دو نفر از صاحبان اصلی پولها که در واقع یک پای معامله بوده اند، قاتل بی رحمی به نام آنتوان چیگور (خاویر باردم) را که به تازگی از چنگ پلیس محلی فرار کرده، مامور یافتن پول ها می کنند. همچنین کلانتر محلی، تام بل (تامی لی جونز)، که این اتفاق در حوزه استحفاظی او روی داده در تلاش برای یافتن لاولین و چیگور است و …

