سابقه تاریخی:
به نظر می آید شبیه سازی های شبکه عصبی یکی از پیشرفت های اخیر باشد . اگرچه این موضوع پیش از ظهور کامپیوتر ها بنیان گذاری شده و حداقل یک مانع بزرگ تاریخی و چندین دوره مختلف را پشت سر گذاشته است.
خیلی از پیشرفت های مهم با تقلید ها وشبیه سازی های ساده و ارزان کامپیوتری بدست آمده است. در پی یک دوره ابتدائی اشتیاق و فعالیت در این زمینه ، یک دوره ی بی میلی و بدنامی راهم پشت سر گذاشته است . در طول این دوره سرمایه گذاری و پشتیبانی حرفه ای از این موضوع در پایین ترین حد خود بود ، پیشرفت های مهمی به نسبت تحقیقات محدود در این زمینه صورت گرفت . که بدین وسیله پیشگامان قادر شدند تا به گسترش تکنولوژی متقاعد کننده ای بپردازند که خیلی برجسته تر از محدودیت هایی بود که توسط Minsky و Papert شناسانده شد. Minsky و Papert ،کتابی را در سال 1969 منتشر کردند که در آن عقیده عمومی را جع به میزان محرومیت شبکه های عصبی را در میان محققان معین کرده بود و بدین صورت این عقیده بدون تجزیه و تحلیل های بیشتر پذیرفته شد. هم اکنون ، زمینه تحقیق شبکه های عصبی از تجدید حیات علایق و متناطر با آن افزایش سرمایه گذاری لذت می برد .
بررسی اجمالی ساختار مغز:
همانند بسياری از اختراعات که الهام گرفته از طبيعت ميباشد، برای شبيه سازی سيستم مزبور نيز، ساختار مغز مورد تحليل واقع شد. در سال 1911 Segal نرون را کشف نمود و بر اساس در دهه 40 ميلادی يعنی حدود 65 سال قبل اولين شبکه عصبی توسط Culloch و Pitts طراحی شد. شبکه مزبور قادر به محاسبه توابع منطقی بود. امروزه حداقل بيش از 50 نوع شبکه عصبی طراحی گرديده است که در علوم مختلف کاربرد بسياری دارند .
نرون کوچکترين واحد مستقل پردازش اطلاعات است که متشکل از دندريت، اکسون است که با فاصله های کوچک موسوم به سيناپس از يکديگر جدا ميشوند.
دندريتها که بصورت درخت گونه پخش هستند اطلاعات دريافتی بشکل سيگنال را دريافت نموده و و آن را به هسته سلول هدايت ميکنند، يک عمل جمع ساده از کل سيگنالها بسته به وزن و شدت هريک در هسته انجام ميگردد و نتيجه توسط اکسون هدايت ميشود و بسته به شدت آن ممکن است پالس الکتريکی را از سيناپس با شدت بيشتر يا با شدت کمتر عبور دهند و يا ممکن است با دليل ضعيف بودن بار الکتريکی آن را عبور ندهند.
با این ديد اجمالی از نحوه عملکرد نرون، بايد سيستمی طراحی گردد که حاوی تعدادی ورودی بوده که بسته به اهميت هريک آنها را با يکديگر جمع ساده جبری نمايد و توسط يک تابع موسوم به تابع تبديل انان را به نرون های ديگر ارسال نمايد.
شباهت با مغز:
اگر چه مكانيسمهاي دقيق كاركرد مغز انسان (يا حتي جانوران) به طور كامل شناخته شده نيست، اما با اين وجود جنبههاي شناخته شدهاي نيز وجود دارند كه الهام بخش تئوري شبكههاي عصبي بودهاند . سلولهاي عصبي قادرند تا با اتصال بهيكديگر تشكيل شبكههاي عظيم بدهند. گفته ميشود كه هر نرون ميتواند به هزار تا ده هزار نرون ديگر اتصال يابد (حتي در اين مورد عدد دويست هزار هم به عنوان يك حد بالايي ذكر شده است). قدرت خارقالعاده مغز انسان از تعداد بسيار زياد نرونها و ارتباطات بين آنها ناشي ميشود. ساختمان هر يك از نرونها نيز بهتنهايي بسيار پيچيده است. هر نرون از بخشها و زيرسيستمهاي زيادي تشكيل شده است كه از مكانيسمهاي كنترلي پيچيدهاي استفاده ميكنند. سلولهاي عصبي ميتوانند از طريق مكانيسمهاي الكتروشيميايي اطلاعات را انتقال دهند. برحسب مكانيسمهاي بهكاررفته در ساختار نرونها، آنها را به بيش از يكصدگونه متفاوت طبقهبندي ميكنند. در اصطلاح فني، نرونها و ارتباطات بين آنها، فرايند دودويي(Binary)، پايدار (Stable) يا همزمان (Synchronous) محسوب نميشوند. در واقع، شبكههاي عصبي شبيهسازي شده يا كامپيوتري، فقط قادرند تا بخش كوچكي از خصوصيات و ويژگيهاي شبكههاي عصبي بيولوژيك را شبيهسازي كنند. در حقيقت، از ديد يك مهندس نرمافزار، هدف از ايجاد يك شبكه عصبي نرمافزاري، بيش از آنكه شبيهسازي مغز انسان باشد، ايجاد مكانيسم ديگري براي حل مسائل مهندسي با الهام از الگوي رفتاري شبكههاي بيولوژيك است.
