در حقیقت شبکه های عصبی پروژه خودم برای درس طراحی الگوریتم بود امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد

مقدمه:
قدرت و سرعت كامپيوترهاي امروزي به راستي شگفت انگيز است؛ زيرا كامپيوترهاي قدرتمند ميتوانند ميليونها عمليات را در كمتر از يك ثانيه انجام دهند. شايد آرزوي بسياري از ما انسانها اين باشد كه اي كاش ميشد ما نيز مانند اين دستگاهها كارهاي خود را با آن سرعت انجام ميداديم، ولي اين نكته را نبايد ناديده بگيريم كه كارهايي هستند كه ما ميتوانيم آنها را به آساني و در كمترين زمان ممكن انجام دهيم، ولي قويترين كامپيوترهاي امروزي نيز نميتوانند آنها را انجام دهند و آن قدرت تفكري است كه مغز ما انسانها دارد. حال تصور كنيد كه دستگاهي وجود داشته باشد كه علاوه بر قدرت محاسبه و انجام كارهاي فراوان در مدت زمان كوتاه، قدرت تفكر نيز داشته باشد يا به قول معروف هوشمند باشد!اين تصور در حقيقت هدف فناوري هوش مصنوعي يا Artificial Intelligence) AI) است. يكي از راهحلهاي تحقق اين هدف، شبكههاي عصبي است. شبكههاي عصبي در واقع از شبكههاي عصبي و سيستم عصبي انسان الگوبرداري ميكنند. برخي از محققان براين باورند كه هوش مصنوعي و شبكههاي عصبي دو راهحل متفاوت و در دو جهت مختلف هستند، ولي اين باور را نميتوان كاملاً صحيح دانست؛ چرا كه در حقيقت علم شبكههاي عصبي و هوشمصنوعي وابسته به هم هستند. بدينمعنا كه قبل از اينكه Symbolها بتوانند توسط هوش مصنوعي شناسايي شوند، بايد مراحلي طي شود. مثلاً تصور كنيد كه Symbolهايي مانند خانه، انسان يا ميز وجود دارند. قبل از اين كه AI بتواند هر كدام از اين Symbolها را شناسايي كند، بايد از تواناييها و صفات هر كدام از اينها اطلاع كامل حاصل كند. مثلاً تصور كنيد كه يك روبات كه هوش مصنوعي دارد، يك انسان را ميبيند، ولي از كجا ميفهمد كه اين جسم يك انسان است؟ مثلاً بر اساس مشخصاتي مثل داشتن دو پا، دست، صورت، دهان و قدرت تكلم. اما شما وقتي يك انسان ديگر را ميبينيد، نيازي نداريد كه اول تعداد پاهاي او را بشماريد و بعد بگوييد كه اين جسم، انسان است. مغز انسانها ميتواند با ديدن يك جسم فقط براي يك بار ياد بگيرد و اگر مجدداً آن جسم را مشاهده كرد، ميتواند سريع تشخيص دهد و قسمتهاي مختلف مغز ميتوانند به صورت همزمان فعاليت كنند و از اطلاعات درون مغز استفاده نمايند. شبكههاي عصبي در بسياري از پروژههاي هوش مصنوعي به كار گرفته ميشود. مثلاً براي برنامههاي تشخيص و الگوبرداري، شناسايي تصوير و كاراكتر، روباتها و برنامههاي فيلترينگ اطلاعات. اين شبكهها امروزه حتي در اتومبيلهاي بيسرنشين نيز كاربرد دارد. به طوريكه با ديدن و بررسي رانندگي انسانها، ميتوانند رانندگي كنند.
شبکه عصبی چیست؟
شبكههاي عصبي را ميتوان با اغماض زياد، مدلهاي الكترونيكي از ساختار عصبي مغز انسان ناميد[ روشی برای محاسبه است که بر پایه اتصال به هم پیوسته چندین واحد پردازشی ساخته میشود] مكانيسم فراگيري و آموزش مغز اساساً بر تجربه استوار است. مدلهاي الكترونيكي شبكههاي عصبي طبيعي نيز بر اساس همين الگو بنا شدهاند و روش برخورد چنين مدلهايي با مسائل، با روشهاي محاسباتي كه بهطور معمول توسط سيستمهاي كامپيوتري در پيش گرفته شدهاند، تفاوت دارد. ميدانيم كه حتي سادهترين مغزهاي جانوري هم قادر به حل مسائلي هستند كه اگر نگوييم كه كامپيوترهاي امروزي از حل آنها عاجز هستند، حداقل در حل آنها دچار مشكل ميشوند. به عنوان مثال، مسائل مختلف شناسايي الگو، نمونهاي از مواردي هستند كه روشهاي معمول محاسباتي براي حل آنها به نتيجه مطلوب نميرسند. درحاليكه مغز سادهترين جانوران بهراحتي از عهده چنين مسائلي بر ميآيد. تصور عموم كارشناسان IT بر آن است كه مدلهاي جديد محاسباتي كه بر اساس شبكههاي عصبي بنا ميشوند، جهش بعدي صنعت IT را شكل ميدهند. تحقيقات در اين زمينه نشان داده است كه مغز، اطلاعات را همانند الگوها (pattern) ذخيره ميكند. فرآيند ذخيرهسازي اطلاعات بهصورت الگو و تجزيه و تحليل آن الگو، اساس روش نوين محاسباتي را تشكيل ميدهند. اين حوزه از دانش محاسباتي (computation) به هيچ وجه از روشهاي برنامهنويسي سنتي استفاده نميكند و بهجاي آن از شبكههاي بزرگي كه بهصورت موازي آرايش شدهاند و تعليم يافتهاند، بهره ميجويد.
شبکه از تعداد دلخواهی سلول یا گره یا واحد یا نرون تشکیل میشود که مجموعه ورودی را به خروجی ربط میدهند.

تعریف دیگر: يک برنامه نرم افزاری يا تراشه نیمه هادی است که بتواند همانند مغز انسان عمل نمايد، به گونه ای که:
الف- به مرور زمان و تعامل بیشتر با محيط، کارآزموده تر گردد.
ب- علاوه بر انجام محاسبات قادر به نتیجه گیری منطقی باشد.
ج- در شرايط جديد راهکار مناسب را ارائه دهد. (قابلیت تعمیم).
