امطالبی در مورد TCP/IP

در این بخش ، به بررسی پروتکل های موجود در TCP/IPخواهیم پرداخت .
TCP/IP ،شامل شش پروتکل اساسی( TCP,UDP,IP,ICMP,IGMP ،ARP ) و مجموعه ای از برنامه های کاربردی است. پروتکل های فوق، مجموعه ای از استادنداردها ی لازم بمنظور ارتباط بین کامپیوترها و دستگاهها را در شبکه ، فراهم می نماید. تمامی برنامه ها و سایر پروتکل ها ی موجود در پروتکل TCP/IP ، به پروتکل های شش گانه فوق مرتبط و از خدمات ارائه شده توسط آنان استفاده می نمایند . در ادامه به تشریح عملکرد و جایگاه هر یک از پروتکل های اشاره شده ، خواهیم پرداخت .

پروتکل TCP : لایه Transport

TCP))) Transmission Control Protocol) ، یکی از پروتکل های استاندارد TCP/IP است که امکان توزیع و عرضه اطلاعات ( سرویس ها) بین صرفا" دو کامپیوتر ، با ضریب اعتماد بالا را فراهم می نماید. چنین ارتباطی ( صرفا" بین دو نقطه ) ، Unicast نامیده می شود . در ارتباطات با رویکرد اتصال گرا ، می بایست قبل از ارسال داده ، ارتباط بین دو کامپیوتر برقرار گردد . پس از برقراری ارتباط ، امکان ارسال اطلاعات برای صرفا" اتصال ایجاد شده ، فراهم می گردد . ارتباطات از این نوع ، بسیار مطمئن می باشند ، علت این امر به تضمین توزیع اطلاعات برای مقصد مورد نظر برمی گردد . بر روی کامپیوتر مبداء ، TCP داده هائی که می بایست ارسال گردند را در بسته های اطلاعاتی (Packet) سازماندهی می نماید. در کامپیوتر مقصد ، TCP ، بسته های اطلاعاتی را تشخیص و داده های اولیه را مجددا" ایجاد خواهد کرد .

ارسال اطلاعات با استفاده از TCP
TCP ، بمنظور افزایش کارائی ، بسته های اطلاعاتی را بصورت گروهی ارسال می نماید . TCP ، یک عدد سریال ( موقعیت یک بسته اطلاعاتی نسبت به تمام بسته اطلاعاتی ارسالی ) را به هریک از بسته ها نسبت داده و از Acknowledgment بمنظور اطمینان از دریافت گروهی از بسته های اطلاعاتی ارسال شده ، استفاده می نماید. در صورتیکه کامپیوتر مقصد ، در مدت زمان مشخصی نسبت به اعلام وصول بسته های اطلاعاتی ، اقدام ننماید ، کامپیوتر مبداء ، مجددا" اقدام به ارسال اطلاعات می نماید. علاوه برافزودن یک دنباله عددی و Acknowledgment به یک بسته اطلاعاتی ، TCP اطلاعات مربوط به پورت مرتبط با برنامه ها ی مبداء و مقصد را نیز به بسته اطلاعاتی اضافه می نماید. کامپیوتر مبداء ، از پورت کامپیوتر مقصد بمنظور هدایت صحیح بسته های اطلاعاتی به برنامه مناسب بر روی کامپیوتر مقصد ، استفاده می نماید. کامپیوتر مقصد از پورت کامپیوتر مبداء بمنظور برگرداندن اطلاعات به برنامه ارسال کننده در کامپیوتر مبداء ، استفاده خواهد کرد .

هر یک از کامپیوترهائی که تمایل به استفاده از پروتکل TCP بمنظور ارسال اطلاعات دارند ، می بایست قبل از مبادله اطلاعات ، یک اتصال بین خود ایجاد نمایند . اتصال فوق ، از نوع مجازی بوده و Session نامیده می شود .دو کامپیوتر درگیر در ارتباط ، با استفاده از TCP و بکمک فرآیندی با نام : Three-Way handshake ، با یکدیگر مرتبط و هر یک پایبند به رعایت اصول مشخص شده در الگوریتم مربوطه خواهند بود . فرآیند فوق ، در سه مرحله صورت می پذیرد :

مرحله اول : کامپیوتر مبداء ، اتصال مربوطه را از طریق ارسال اطلاعات مربوط به Session ، مقداردهی اولیه می نماید ( عدد مربوط به موقعیت یک بسته اطلاعاتی بین تمام بسته های اطلاعاتی و اندازه مربوط به بسته اطلاعاتی )

<!–[if !supportLists]–>· <!–[endif]–>کامپیوتر مبداء ، از شرح واقعه بکمک Acknowledgment ارسال شده توسط کامپیوتر مقصد ، آگاهی پیدا خواهد کرد .

پروتکل UDP : لایه Transport

UDP) User Datagram Protocol ) ، پروتکلی در سطح لایه "حمل" بوده که برنامه مقصد در شبکه را مشخص نموده و از نوع بدون اتصال است . پروتکل فوق، امکان توزیع اطلاعات با سرعت مناسب را ارائه ولی در رابطه با تضمین صحت ارسال اطلاعات ، سطح مطلوبی از اطمینان را بوجود نمی آورد . UDP در رابطه با داده های دریافتی توسط مقصد ، به Acknowledgment نیازی نداشته و در صورت بروز اشکال و یا خرابی در داده های ارسال شده ، تلاش مضاعفی بمنظور ارسال مجدد داده ها ، انجام نخواهد شد . این بدان معنی است که داده هائی کمتر ارسال می گردد ولی هیچیک از داده های دریافتی و صحت تسلسل بسته های اطلاعاتی ، تضمین نمی گردد .از پروتکل فوق ، بمنظور انتقال اطلاعات به چندین کامپیوتر با استفاده از Broadcast و یا Multicast ، استفاده بعمل می آید . پروتکل UDP ، در مواردیکه حجم اندکی از اطلاعات ارسال و یا اطلاعات دارای اهمیت بالائی نمی بانشد ، نیز استفاده می گردد. استفاده از پروتکل UDP در مواردی همچون Multicasting Streaming media ، (نظیر یک ویدئو کنفرانس زنده) و یا انتشار لیستی از اسامی کامپیوترها که بمنظور ارتباطات محلی استفاده می گردند ، متداول است . بمنظور استفاده از UDP ، برنامه مبداء می بایست پورت UDP خود را مشخص نماید دقیقا" مشابه عملیاتی که می بایست کامپیوتر مقصد انجام دهد . لازم به یادآوری است که پورت های UDP از پورت های TCP مجزا و متمایز می باشند (حتی اگر دارای شماره پورت یکسان باشند ).

پروتکل IP : لایه Internet

IP) Internet Protocol ) ، امکان مشخص نمودن محل کامپیوتر مقصد در یک شبکه ارتباطی را فراهم می نماید. IP ، یک پروتکل بدون اتصال و غیرمطمئن بوده که اولین مسئولیت آن آدرس دهی بسته های اطلاعاتی و روتینگ بین کامپیوترهای موجود در شبکه است . با اینکه IP همواره سعی در توزیع یک بسته اطلاعاتی می نماید ، ممکن است یک بسته اطلاعاتی در زمان ارسال گرفتار مسائل متعددی نظیر : گم شدن ، خرابی ، عدم توزیع با اولویت مناسب ، تکرار در ارسال و یا تاخیر، گردند.در چنین مواردی ، پروتکل IP تلاشی بمنظور حل مشکلات فوق را انجام نخواهد داد ( ارسال مجدد اطلاعات درخواستی ) .آگاهی از وصول بسته اطلاعاتی در مقصد و بازیافت بسته های اطلاعاتی گم شده ، مسئولیتی است که بر عهده یک لایه بالاتر نظیر TCP و یا برنامه ارسال کننده اطلاعات ، واگذار می گردد .

عملیات انجام شده توسط IP
می توان IP را بعنوان مکانی در نظر گرفت که عملیات مرتب سازی و توزیع بسته های اطلاعاتی در آن محل ، صورت می پذیرد .بسته ها ی اطلاعاتی توسط یکی از پروتکل های لایه حمل ( TCP و یا UDP) و یا از طریق لایه " ایترفیس شبکه " ، برای IP ارسال می گردند . اولین وظیفه IP ، روتینگ بسته های اطلاعاتی بمنظور ارسال به مقصد نهائی است . هر بسته اطلاعاتی ، شامل آدرس IP مبداء ( فرستنده ) و آدرس IP مقصد ( گیرنده ) می باشد. در صورتیکه IP ، آدرس مقصدی را مشخص نماید که در همان سگمنت موجود باشد ، بسته اطلاعاتی مستقیما" برای کامپیوتر مورد نظر ارسال می گردد . در صورتیکه آدرس مقصد در همان سگمنت نباشد ، IP ، می بایست از یک روتر استفاده و اطلاعات را برای آن ارسال نماید.یکی دیگر از وظایف IP ، ایجاد اطمینان از عدم وجود یک بسته اطلاعاتی ( بلاتکلیف ! ) در شبکه است . بدین منظور محدودیت زمانی خاصی در رابطه با مدت زمان حرکت بسته اطلاعاتی در طول شبکه ، در نظر گرفته می شود .عملیات فوق، توسط نسبت دادن یک مقدار TTL)Time To Live) به هر یک از بسته های اطلاعاتی صورت می پذیرد. TTL ، حداکثر مدت زمانی را که بسته اطلاعاتی قادر به حرکت در طول شبکه است را مشخص می نماید( قبل از اینکه بسته اطلاعاتی کنار گذاشته شود) .

پروتکل ICMP : لایه Internet

ICMP )) Internet Control Message Protocol) ، امکانات لازم در خصوص اشکال زدائی و گزارش خطاء در رابطه با بسته های اطلاعاتی غیرقابل توزیع را فراهم می نماید. با استفاده از ICMP ، کامپیوترها و روترها که از IP بمنظور ارتباطات استفاده می نمایند ، قادر به گزارش خطاء و مبادله اطلاعاتی محدود در رابطه وضعیت بوجود آمده می باشند. مثلا" در صورتیکه IP ، قادر به توزیع یک بسته اطلاعاتی به مقصد مورد نظر نباشد ، ICMP یک پیام مبتنی بر غیرقابل دسترس بودن را برای کامپیوتر مبداء ارسال می دارد . با اینکه پروتکل IP بمنظور انتقال داده بین روترهای متعدد استفاده می گردد ، ولی ICMP به نمایندگی از TCP/IP ، مسئول ارائه گزارش خطاء و یا پیام های کنترلی است . تلاش ICMP ، در این جهت نیست که پروتکل IP را بعنوان یک پروتکل مطمئن مطرح نماید ، چون پیام های ICMP دارای هیچگونه محتویاتی مبنی بر اعلام وصول پیام (Acknowledgment ) بسته اطلاعاتی نمی باشند . ICMP ، صرفا" سعی در گزارش خطاء و ارائه فیدبک های لازم در رابطه با تحقق یک وضعیت خاص را می نماید .

پروتکل IGMP : لایه Internet

IGMP) ) Internet Group Managment Protocol) ، پروتکلی است که مدیریت لیست اعضاء برای IP Multicasting ، در یک شبکه TCP/IP را بر عهده دارد . IP Multicasting، فرآیندی است که بر اساس آن یک پیام برای گروهی انتخاب شده از گیرندگان که گروه multicat نامیده می شوند ؛ ارسال می گردد . IGMP لیست اعضاء را نگهداری می نماید .

مدیریت IP Multicasting
تمامی اعضاء یک گروه multicast ، به ترافیک IP هدایت شده به یک آدرس Multicast IP ، گوش داده و بسته های اطلاعاتی ارسال شده به آن آدرس را دریافت می نمایند. زمانیکه چندین کامپیوتر نیازمند دستیابی به اطلاعاتی نظیر Streaming media باشند، یک آدرس IP رزوشده برای multicasting استفاده می گردد. روترها که بمنظور پردازش multicast پیکربندی می گردند، اطلاعات را انتخاب و آنها را برای تمامی مشترکین گروه multicast ارسال ( Forward ) می نمایند . بمنظور رسیدن اطلاعات Multicast به گیرندگان مربوطه ، هر یک از روترهای موجود در مسیر ارتباطی می بایست ، قادر به حمایت از Multicasting باشند . کامپیوترهای مبتنی بر سیستم عامل وینوز 2000 ، قادر به ارسال و دریافت IP Multicast ، می باشند .

پروتکل ARP : لایه Internet ARP) Address Resolution Protocol) ، پروتکلی است که مسئولیت مسئله " نام به آدرس" را در رابطه با بسته های اطلاعاتی خروجی (Outgoing) ، برعهده دارد . ماحصل فرآیند فوق ، Mapping آدرس IP به آدرسMAC )Media Access Control) ، مربوطه است . کارت شبکه از آدرس MAC ، بمنظور تشخیص تعلق یک بسته اطلاعاتی به کامپیوتر مربوطه ، استفاده می نمایند . بدون آدرس های MAC ، کارت های شبکه ، دانش لازم در خصوص ارسال بسته های اطلاعاتی به لایه بالاتر بمنظور پردازش های مربوطه را دارا نخواهند بود . همزمان با رسیدن بسته های اطلاعاتی به لایه IP بمنظور ارسال در شبکه ، آدرس های MAC مبداء و مقصد به آن اضافه می گردد .

ARP ، از جدولی خاص بمنظور ذخیره سازی آدرس های IP و MAC مربوطه ، استفاده می نماید. محلی از حافظه که جدول فوق در آنجا ذخیره می گردد ، ARP Cache نامیده می شود. ARP Cache هر کامپیوتر شامل mapping لازم برای کامپیوترها و روترهائی است که صرفا" بر روی یک سگمنت مشابه قرار دارند.

Physical Address Resolution
پروتکل ARP ، آدرس IP مقصد هر یک از بسته های اطلاعاتی خروجی را با ARP Cache مقایسه تا آدرس MAC مقصد مورد نظر را بدست آورد . در صورتیکه موردی پیدا گردد ، آدرس MAC از Cache بازیابی می گردد . در غیر اینصورت ؛ ARP درخواستی را برای کامپیوتری که مالکیت IP را برعهده دارد ، Broadcast نموده و از وی می خواهد که آدرس MAC خود را اعلام نماید . کامپیوتر مورد نظر ( با IP مربوطه ) ، در ابتدا آدرس MAC کامپیوتر ارسال کننده درخواست را به Cache خود اضافه نموده و در ادامه پاسخ لازم را از طریق ارسال آدرس MAC خود ، به متقاضی خواهد داد . زمانیکه پاسخ ARP توسط درخواست کننده ، دریافت گردید ، در ابتدا با استناد به اطلاعات جدید دریافتی، Cache مربوطه بهنگام و در ادامه بسته اطلاعاتی به مقصد کامپیوتر مورد نظر ارسال می گردد .

در صورتیکه مقصد یک بسته اطلاعاتی ، سگمنتی دیگر باشد ، ARP ، آدرس MAC را به روتر مسئول در سگمنت مربوطه ، تعمیم خواهد داد ( در مقابل آدرس مربوط به کامپیوتر مقصد ) . روتر ، در ادامه مسئول یافتن آدرس MAC مقصد و یا Forwarding بسته اطلاعاتی برای روتر دیگر است

ارسال شده در عمومی. بیان دیدگاه »

RUN دستورات قابل اجرا در

Too Access>Accessibility Controls

—->Run Command >—-access.cpl

ارسال شده در عمومی. بیان دیدگاه »

فیس بوک فرندفید را خرید

فیس بوک فرندفید را خرید . این خبری بود که دیشب بسیاری خصوصا کاربران فرندفید رو شوکه کرد .
سایت Facebook به مبلغ حدود ۵۰ میلیون دلار (چیزی حدود ۵۰ میلیاد تومان) سایت فرندفید را خریداری کرد . درست‌است که این مبلغ رقم بالایی است اما به گفته بسیاری فرندفید خیلی بیشتر از اینها ارزش داشت .
در واقع پاول بوشهایت و برت تیلور که بنیانگذاران فرندفید بودند خود به ترتیب مخترع سرویس پست الکترونیکی گوگل با نام Gmail و از بنیانگذاران سرویس Google Map بودند و به عنوان اولین کارمندان گوگل چنان سرمایه ای داشتند که اصولاً دیگر نیازی به کار کردن نداشتند چه برسد به فروختن فرندفید …

اما آنها به فیس بوک پیوستند تا به وسیله کاری که در فرندفید انجام داده اند دنیای شبکه های اجتماعی را دگرگون سازند.
این دو اظهار داشته اند که مذاکرات برای خرید فرندفید از سوی فیس بوک از همان اوان تولد فرندفید و از سال ۲۰۰۷ شروع شده بود.

نکته جالب اینجاست که قریب به اتفاق کاربران فرندفید از این اقدام راضی نیستند و از این امر به شدت شوکه و ناراحت شده اند . این موضوع به روشنی درمحیط فرندفید و همچنین کامنت‌های مطلب مربوط به خبر خرید فرندفید توسط فیس بوک در وبلاگ فرندفید قابل مشاهده است .

سوال اینجاست که چه بر سر ِ اکانت‌های فرندفیدی می آید ؟

بر طبق خبری که در وبلاگ فرندفید اعلام شده است : این دو به صورت جداگانه اقدام به فعالیت خواهند کرد و همچنین API فرندفید نیز همانند گذشته به کار خود ادامه خواهد داد و قابل استفاده خواهد بود اما امکان دارد در آینده ای نزدیک برخی از قسمتهای فرندفید در فیس بوک جای گیرد

ارسال شده در عمومی. بیان دیدگاه »

wePapers شبکه اجتماعی دانشجویان

wePapers یک سرویس رایگان و جدید می باشد، که به دانشگاه ها و دانشجویان (و یا هر کسی) اجازه می دهد، تا علم خود را به اشتراک بگذارند. در این سایت شما می توانید مقالات خود را  در دسته ها گوناگون و به فرمت های Word ، اکسل ، PowerPoint ، PDF و فرمت های دیگر آفیس به اشتراک بگذارید.

wepapers

از طریق این سرویس می توانید، اسناد و مقالات به اشتراک گذاشته شده را قبل از دانلود، در مرورگرتان مشاهده و یا در مورد آن با افراد دیگر بحث کنید. در این سایت  شما اجازه ی آپلود فایهایی با حجم حداکثر ۵۰ مگابایت را در هر مرتبه دارید و البته سپس به شما اجازه ی دسته بندی و تگ گذاری بروی فایلهاتان (اسناد) داده می شود تا دیگران بتوانند مطلب شما را براحتی پیدا کنند.

در بخشی از صفحه ی درباره ی این سایت می خوانیم:

….. ما wePapers را برای کمک به مردم ایجاد کردیم، تا همه بتوانند به یکدیگر بیاموزند. ایده ی این سایت خیلی ساده است: ما فکر می کنیم که هر کسی چیزهایی را برای یاد دادن دارد و هر شخصی می تواند یک معلم باشد.
مهم تر از این، ما معتقدیم که هر کسی حق دارد که بطور رایگان بیاموزد…..

اگر بدنبال مطالب ناب در زمینه های مختلف هستید، استفاده از این سایت را به شما پیشنهاد می کنم…

ورود به مقاله های ما (wePapers)

پ.ن ۱: این سایت هنوز در نسخه ی بتا هست.

منبع

ارسال شده در اینترنت, عمومی. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

کنترل شبکه های قدرت با استفاده از شبکه های عصبی مغز

مدیریت شبکه های قدرت در آینده بسیار بیشتر از امروز با قدرت مغز پیوند خواهد خورد اگر محققین دانشگاه میسوری در پروژه ی جدیدی که مربوط به بهره برداری از سلول های مغزی رشدیافته روی شبکه هایی از الکترودها می باشد، موفق شوند

گروه علم و فن آوری میسوری در همکاری با محققین موسسه ی فن آوری جئورجیا قصد دارند از قدرت مغز جهت توسعه ی روش جدیدی برای ردیابی و مدیریت تولید و تقاضای برق – که سطوح آن به طور پیوسته تغییر می کند- استفاده کنند.

این محققین به رهبری دکتر گانش کومار ونایاگامورسی، استاد مهندسی برق و کامپیوتر، از شبکه های عصبی زنده ی موش های آزمایشگاهی که از هزاران سلول مغزی تشکیل شده اند برای کنترل شبکه های قدرت شبیه سازی شده در آزمایشگاه استفاده خواهند کرد. با استفاده از این مطالعات، محققین امیدوارند یک برنامه ی رایانه ای “الهام گرفته از زیست شناسی” ایجاد نمایند تا با استفاده اغز آن شبکه های قدرت پیچیده ی مکزیک، برزیل، نیجریه و جاهای دیگر را مدیریت و کنترل کنند.

ونایاگامورسی در این باره گفت: “ما می خواهیم یک ساختار کاملا جدید را به نسبت آن چه امروز موجود است توسعه دهیم. کنترل سیستم های قدرت بسیار پیچیده است و مغز یک شبکه ی بسیار قابل انعطاف و مناسب می باشد. مغز واقعا در مدیریت مسائل نامعلوم و تردیدبرانگیز خوب عمل می کند.”

این استاد دانشگاه امیدوار است که بتوانند سیستمی با الهام از مغز و البته نه کاملا مانند آن توسعه دهند چرا که هیچ کسی واقعا به طور کامل نمی داند مغز چگونه کار می کند.

گروه میسوری با محققین آزمایشگاه فن آوری مهندسی عصبی جئورجیا، که شبکه های عصبی زنده در آن جا توسعه داده شده و قرار گرفته اند، همکاری خواهند کرد. یک ارتباط با پهنای باند بالای اینترنت 2، آن سلول های مغزی را طی مسافت 600 مایل به آزمایشگاه Real-Time Power and Intelligent Systems ونایاگامورسی متصل خواهد کرد. محققین میسوری سیگنال ها را از آن آزمایشگاه به سلول های مغزی منتقل خواهند کرد و به آن ها آموزش خواهند داد که سیگنال های ولتاژ و دیگر اطلاعات را از شبی ساز بلادرنگ میسوری تشخیص دهند.

آزمایشگاه ونایاگامورسی قادر به شبیه سازی شبکه ی قدرتی به اندازه ی شبکه ی نیجریه و یا بخشی از شبکه ی ترکیبی نیوانگلند و نیویورک در امریکا می باشد.

به گفته ی ونایاگامورسی، شبکه های عصبی مصنوعی (ANN) معمولی سال هاست که موجود می باشد و پس از مدل سازی از روی مغز، جهت تشخیص الگوها و یادگیری در طول زمان طراحی گشتند. اما این شبکه ها با سیستم های پیچیده خوب کار نمی کنند.

او گفت: “همین طور که انرژی الکتریکی و سیستم های انرژی بزرگ تر و بزرگ تر می شوند، مسائل دینامیک نیز پیچیده تر می گردند و شبکه های عصبی نیز باید با آن ها هم مقیاس شوند. اما همین طور که هم مقیاس می شوند، شکننده می گردند. این امر برای شبکه های عصبی جهت یادگیری و تغییر بلادرنگ بسیار سخت می شود. آن ها می توانند به صورت آنلاین یاد بگیرند اما یادگیری بسیار کند و گاهی تصمیم گیری با دید کمی انجام می گیرد. برای مثال اگر یکی از خطوط انتقال طی یک طوفان شدید خارج شود، ANN های معمولی نمی توانند به سرعت واکنش داده و مشکل را مکان یابی کرده و سیستم را به سورت آنلاین برگردانند.”

ونایاگامورسی و همکارانش امیدوارند از رهگذر این تحقیق، چیزی را توسعه دهند که او BIANN یا همان شبکه های عصبی مصنوعی الهام گرفته از زیست شناسی می نامد. بر اساس قابلیت تطبیق مغز، این شبکه ها نه تنها سیستم های قدرت، بلکه می توانند سیستم های پیچیده ی دیگر مانند سیستم های کنترل ترافیک یا شبکه های مالی جهانی را نیز کنترل کنند.

محققین جئورجیا به رهبری پوتر، شبکه های عصبی زنده ای را توسعه داده اند که می تواند روبات های ساده را کنترل کند اما این اولین بار است که کسی تلاش می کند از قدرت مغز برای کنترل سیستم های پیچیده تری بهره برد.

بعد از آزمایش این سیستم در محیط شبیه سازی شده، محققین آن را در شبکه های قدرت واقعی در مکزیک، برزیل، چین، نیجریه، سنگاپور و افریقای جنوبی آزمایش خواهند کرد. به گفته ی ونایاگامورسی، یک هدف این پروژه توسعه ی سیستمی است که بتواند در شبکه های قدرت هوشمند آینده به کار گرفته شود. محققین پیش بینی می کنند که شبکه ها با مجموعه ای از منابع انرژی مانند مزارع بادی و خورشیدی، پایگاه های ذخیره ی انرژی، میکروشبکه های خود-حمایتی جامعه یا همسایگی، و دیگر منابع انرژی غیر سنتی یکپارچه شوند.

ونایاگامورسی می گوید: “مطالعات ما بر اساس آن چیزی است که برای 20 سال آینده پیش بینی می شود.”

منطق فازی

«آنجا که قوانین ریاضی به واقعیات مربوط می شوند ، حتمی نیستند ، و آنجا که حتمی اند ، نمی توانند به واقعیت اشاره داشته باشند»
آلبرت اینشتین
علم همواره با یک اشتباه همراه بوده است . اشتباهی که همه ی دانشمندان نیز گویی مرتکب آن شده اند . براساس مبانی و اصول علم ، همه چیز تنها مشمول یک قاعده ی ثابت می شود که به موجب اش یا آن چیز درست است یا غلط . دانشمندان نیز در گذشته بر همین اساس به تحلیل دنیای پیرامون خود می پرداختند . گر چه آنها همیشه مطمئن نبودند که چه چیزهایی درست و چه چیزهایی نادرست است و گر چه درباره ی درستی یا نادرستی یک پدیده ی شخصی ممکن بود دچار تردید شوند ، در یک مورد هیچ تردیدی نداشتند و آن اینکه هر پدیده ای یا «درست » است یا “نادرست “. در منطق و ریاضیات نیز همین استدلال حاکم بوده است . پدیده ای منطقی و ریاضی نیز براساس مبانی و اصول کلاسیک علم تنها دو حالت دارند : یا درست اند یا نادرست. اشتباه علم در چنین تحلیلی از پدیده های مختلف منطقی و ریاضی است. به عبارت دیگر آنچه را که تنها برای موارد خاص مصداق دارد به تمام پدیده ها تعمیم داده است. در حقیقت پدیده های مختلف را نمی توان تنها به یکی از دو صورت صحیح و غلط یا صفر و یک تقسیم بندی کرد . موضوعات ریاضی و منطقی را نیز نباید تنها با چنین برداشتی ارزیابی کرد ، بلکه باید همه ی چیزها را به طور نسبی سنجید . تمامی واقعیات نیز باید به طور نسبی سنجیده شوند و برای آنها درجه بندی قائل شد. در واقع هر چیزی “به طور نسبی ” درست یا غلط است . پدیده های واقعی تنها سیاه یا سفید نیستند ، بلکه تا اندازه ای “خاکستری” هستند تا اندازه ای “فازی ” ، “مبهم” و” غیر دقیق ” هستند. فقط ریاضی سیاه و سفید بود و این خود چیزی جز سیستمی مصنوعی از قاعده ها و نشانه ها نبود. علم واقعیت های خاکستری و فازی را با ابزار سیاه و سفید ریاضی به نمایش می گذاشت و این چنین بود که به نظر می رسید واقعیت ها نیز تنها سیاه و سفید هستند . اشتباه علم این جا بود .
رنه دکارت ، فیلسوف قرن هفدهم ، زمانی به گلوله ای از موم زنبور عسل خیره شد. عصر بود و او در جلوی بخاری اتاق نشسته بود . موم را در مقابل گرما نگه داشته بود و گویی صدای گنگ آن را می شنید ، عطر عسل آن را حس می کرد و سطح صاف و خنکی آن را می توانست احساس کند و در همان حال سعی کرد که در تفکرات خود به بافت شیری رنگ این گلوله موم نفوذ کند و به درون آن بنگرد . سپس از آن گلوله مومی را به آتش نزدیکتر کرد. گلوله سفید سخت ، نرم شد ، گرم شد ، کش آمد ، بویش را از دست داد ، شفاف شد ، مایع شد و جریان یافت . بخشی از آن روی آجرهای داغ اجاق ریخت و جوشید و در هوا پخش شد. موم کجا رفت ؟ چه موقع موم از آن گلوله مومی به توده ای غیر مومی تبدیل شد ؟ شخصیت آن موم در کجاست ؟ آیا در آن گلوله ی مومی است ؟ در اجاق است ؟ یا در جایی بین آنها ؟
تمامی چیزهایی که در اطراف ماست همه موجودیت های خود را تغییر می دهند . اتم ها که جهان را می سازند ، می چرخند و با یکدیگر برخورد می کنند و این چرخش و برخورد را مرتباً ادامه می دهند . همه چیز در جریان است . همه چیز جاری می شود . جهان همچون رودی که در جریان است مرتب جلوه های جدیدی از خود بروز می دهد . به نظر می رسد سیال کیهانی در مقیاس های بزرگ تابع قانون نسبیت عام انشتین و در مقیاس های کوچک تابع قوانین مکانیک کوانتمی است و در مقیاس های بین این دو از چیزهایی تبعیت می کند که ما آنها را نمی شناسیم . همه چیز در حال جریان بسوی ناچیزها هستند . اتم ها در نوک انگشتان ما چرخشی به سوی اتم های موجود در هوا دارند. اتم هایی وجود دارند که به انگشت ما مربوط می شوند و اتم هایی هستند که به انگشت ما مربوط نمی شوند . اتم هایی وجود دارند که بین این دو حالت هستند که به انگشت ما مربوط نمی شوند . اتم هایی وجود دارند که بین این دو حالت هستند و اتم هایی نیز هستند که تا درجه ای مربوط به انگشت ماو تا حدی نیز مربوط به اتم های هوا می شوند و تا حدی هم می توان گفت به هیچ کدام مربوط نیستند .
اعتقاد به سیاه و سفیدها ، این نظام دو ارزشی ، به گذشته باز می گردد و دست کم به یونان قدیم می رسد . “دموکریت ” جهان را به اتم ها و فضاهای خالی تقسیم می کرد . “افلاطون ” جهان خود را با شکل های قرمز رنگ و متعامد و مثلثی پر کرد . “ارسطو” راجع به قوانین سیاه و سفید هر آنچه احساس می کرد به رشته تحریر در آورد ، منطق دو دویی “ارسطو” به یک قانون منتهی شد و آن این بود : «یا این m یا نه این .» آسمان آبی است یا آبی نیست . آسمان نمی تواند هم آبی باشد و هم آبی نباشد . آن نمی تواند هم A باشد و هم A نباشد . دو هزار سال است که قانون ارسطو تعیین می کند چه چیزی ار نظر فلسفی درست است و یا درست نیست . ایمان دودویی همیشه با شک رو به رو بوده است . این منطق همواره منتهی به همان پاسخ انتقادی خود شده است. نوعی زمینه منطقی فلسفی “بودا” در هند ، پنج قرن قبل از مسیح و تقریباً دو قرن قبل از ارسطو زندگی می کرد . اولین قدم در سیستم اعتقادی او گریز از جهان کلمات سیاه و سفید و دریدن این حجاب دو ارزشی و هدف او نگرسیتن به جهان به صورتی بود که «هست » .
باید جهان را سراسر تناقص دید . جهانی که در آن چیزها و ناچیزها وجود دارند و در آن هم «A» و هم غیر «A» این منطق فازی یا خاکستری را در سیستم های اعتقادی شرقی ، چه قدیم و چه جدید ، از تائویئسم لائوتسه تاذن مدرن در ژاپن می یابید . یونانیان پیروان چنین منطقی را «سوفسطایی» نامیدند . امروزه ما منطق سوفسطایی را نادرست یا احمقانه می پنداریم . روزی افلاطون در آکادمی خود انسان را به عنوان موجودی دو پا و بدون پر تعریف کرد ، روز بعد یکی از شاگردان سوفسطایی او به کلاس آمد و مرغی پرکنده را مقابل او نگه داشت . با توجه به این رویدادها ،« مساله عدم انطباق » بوجود آمد ، جهان خاکستری است اما علم سیاه و سفید ، ما درباره ی صفرها و یک ها صحبت می کنیم ، اما حقیقت چیزی بین آنهاست . جهانی فازی داریم که توصیف آن غیر فازی . چیزهای فازی مرزهای در هم و نامشخصی با متضاد خود دارند ، با غیر چیزها . هر چه یک چیز بیشتر شبیه متضاد خودش باشد ، فازی تر است . در فازی ترین حالت ، چیزی مساوی متضاد خودش است : لیوان آب نیمه پر و نیمه خالی ، دروغگویی «کرتی» که می گوید همه ی کرتی ها دروغگو هستند ، که هم دروغ می گوید و هم دروغ نمی گوید ، در این جا تساوی ای برقرار می گردد که شبیه سمبل ین – یانگ : سمبلی قدیمی از آن تائوئیست ها می باشد که در زیر آمده است : سبمل ین – یانگ در حقیقت سمبل فازی نیز هست . این سمبل معرف جهانی از متضادها است ، جهانی که اغلب آن را با عرفان شرقی همراه می دانیم .
اهل منطق در دهه های 1920 و 1930 میلادی اولین بار منطق چند ارزشی را برای کار با اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در مکانیک کوانتومی پیش کشیدند . این اصل ریاضی می گوید که اگر شما چیزی را دقیقاً اندازه گیری کنید ، نمی توانید چیزهای دیگری را با همان دقت اندازه گیری کنید . این اصل پیشنهاد می کند که ما واقعاً با منطق سه مقداری برخورداریم.
بیان هایی که درست ، نادرست یا میانه هستند . در مقیاس کوچکتر ، منطق دان لهستانی جان لوکاسیه و پچ حالت میانه ای را خرد و به چندین قطعه تقسیم کرد و به حالت چند مقداری یا منطق چند ارزشی رسید . لوکاسیه وپچ آنگاه قدم بعدی را برداشت و حالات میانه را به صورت یک محیط پیوسته تعریف کرد ، طیفی بین نادرستی و درستی ، بین صفر و یک .
هر عبارت «فازی» نظیر «علف سبز است » می تواند تا اندازه ای درست باشد میزان درست بودن این عبارت بین صفر و یک می تواند تغییر کند و یا آن که بین صفر درصد تا صد درصد درست باشد . عبارت «فازی » سی سال بعد به واژگان علمی وارد شد. تا آن زمان دانشمندانی نظیر برتراند راسل اصطلاح «ابهام » را برای حالت چند ارزشی به کار می برد. درسال 1937 فیلسوف کوانتومی ، ماکس بلک مقاله ای در رابطه با مجموعه های گنگ یا آنچه که ما اکنون مجموعه های فازی می نامیم منتشر ساخت اما در جوامع علمی آن را نادیده انگاشتند که در غیر این صورت در حال حاضر می بایست به جای منطق فازی از منطق گنگ استفاده می کردیم . در سال 1965 پرفسور لطفی زاده ؛ رئیس دپارتمان مهندسی برق دانشگاه کالیفرنیا در بر کلی ، مقاله ای تحت عنوان «مجموعه های فازی » منتشر ساخت. در این مقاله از منطق چند ارزشی لوکاسیه و پچ برای مجموعه ها وگروه های اشیا و چیزها استفاده شده بود . لطفی زاده بر چسب یا نام Fuzzy را روی این مجموع های گنگ یا چند ارزشی قرار داد ، علت این نامگذاری این بود که مفهوم فازی را از منطق دودویی که در زمان خود مطرح بود ، دور سازد.
بررسی دیدگاه های فازی و نگرش آنها به آینده چند موضوع را مطرح می کنند که به بررسی چند مورد از آنها می پردازیم : الف ) حالت دو ارزشی در مقابل حالت چند ارزشی ؛ سادگی در مقابل دقت :
منطق دو ارزشی دقت را فدای سهولت می کند .نتایج منطق با نیروی (دودویی) یا بلی و خیر ، سیاه وسفید ، درست و نادرست می تواند مطالب ریاضی و پردازش رایانه ای را ساده کند. با رشته هایی از صفر ها و یک ها بسیار ساده تر از کار با کسر ها یا اعداد کسری می توان کار کرد. حالت دو ارزشی نیازمند انطباق ورزی و همچنین از بین بردن زوائد است. عصر اطلاعات مبتنی بر حالت دو ارزشی است ، زیرا در پردازش سیگنال ها وتراشه های رایانه ای ریز پردازنده تکیه اصلی بر «انقلاب دیجیتال» است. ماکمیت هایی نظیر صوت، فشار خون، دما و زلزله را اندازه گیری می کنیم . اینها کمیت هایی هستند که به آرامی در زمان تغییر می کنند . اما زمانی که می خواهم آنها را به ذهن با نیری یک و صفر رایانه ها بدهیم مجبوریم آنها را نمونه گیری و عددی کنیم . لذا باید تغییرات را به صورت منحنی افزایش یا کاهش ایجاد نمائیم دیجیتالی کردن این منحنی برش هایی را به شکل نمونه های زمانی مجزا از یکدیگر روی محور زمان (محور افقی) ایجاد می کند و محور عمودی را به مجموعه ای از اعداد تقسیم می کند و سیگنال ها را به نزدیکترین مقدار برش خورده تقریب می زند (عددی می کند)، آنگاه سیستم ، واقعیت را کنار گذاشته و فقط اعداد دیجتالی شده را نگه می دارد و آن را تبدیل به صفر و یک می کند.
ضعفی که این گردنمودن (عددی نمودن ) دیجتالی دارد ، نقطه میانی خط اعداد می باشد که یک «پارادوکس» در ریاضیات مدرن است و تسهیل سازی دودویی را با مشکل رو به رو می کند . در اوایل قرن بیستم ، برتراند راسل ، نشان داد که نظریه ریاضی مجموعه های اشیا و زیر مجموعه های آنها را پارادوکس ها در هم می ریزد . او این مساله را با مثال «سلمانی » نشان داد : «سلمانی راسل یک مرد سبیلو است که در جلوی مغازه ی خود شعاری به این مضمون نصب کرده است : (من صورت همه را می تراشم به جز مردانی که خود صورتشان را می تراشند.)»
بنابر این اگر این جمله درست باشد چه کسی صورت خود آن سلمانی را می تراشد ؟ اگر او صورت خودش را بتراشد ، براساس آنچه روی تابلوی شعار نوشته است نمی تواند این کار را بکند . اما اگر صورت خود را نمی تراشد ، آنگاه براساس تابلویی که نوشته باید این کار را بکند . به نظر می رسد او در این لحظه هم باید صورتش را بتراشد و هم نتراشد.
و از این جا بود که راسل مثال نقضی را در منطق مورد استفاده دو ارزشی قائل شد و آن سادگی و ساده سازی را با مشکل رو به رو ساخت و توجه منطق و علم قرن بیستم را به دقت و پذیرفتن پیچیدگی ها رهنمون ساخت . ب) دقت بالا ، حالت فازی بالا :
هر لحظه ذهن ما در حال تغییر است . در درون مغز ما آن تغییر موجب دگرگونی در چگونگی فعالیت سلول های مغز ما می شود . این نیز خود موجب تغییر تدریجی الگوهای یادگیری ما می شود . هر چه اطلاعات بیشتری به دست می آوریم ، تصویری شفاف تر و دقیق تر از جهان به دست خواهیم آورد و دید روشن تری از واقعیت ها خواهیم یافت . اما آیا این موضوع می تواند حالت فازی را از واقعیت ها منفک سازد؟ فرض کنید فردی سی و چند سال سن داشته باشد . آیا این فرد پیراست؟ بله یا خیر؟ آیا جوان است؟ اطلاعات بیشتری اضافه کنید . سن فرد را دقیق تر تعیین کنید . مثلاً بگوئید می دانیم این فرد ، تا آن روز (روز تولد) سی ساله است . حال با این وصف این فرد پیر است یا جوان ؟ اطلاعت دقیق مربوط به سن فرد چه چیز را برای ما روشن می کند ؟ فقط به ما می گوید وقتی او سی و پنج ساله شد در مقایسه با آنچه هم اکنون هست پیرتر خواهد بود. از این مثال می توانیم در یابیم که پیری و جوانی تابع درجات هستند . آنها مفاهیم فازی هستند .پیر و جوان معرف زیر مجموعه هایی فازی از جمعیت انسانی هستند . «مرز را کجا باید تعیین کنیم ؟ » سوالی است که استدلال سیاه وسفید را در جهانی از خاکستری ها به دام می اندازد .
ج) استدلال فازی ضریب هوشی ماشین را افزایش می دهد : مهندسان فازی نرم افزارها و تراشه هایی را طراحی می کنند که می تواند به رایانه ها قدرت استدلال نزدیکتری به قدرت استلال انسان بدهند . این توانایی باعث می شود ماشین ها هوشمند تر شده ، کار با آنها ساده تر شود. سیستم های فازی خیلی سریع ، هوشمند هستند . امروزه در ژاپن سیستم های فازی سریع قطارهای زیر زمینی را کنترل می کنند ، هلی کوپترها را بهتر از آنچه انسانها می توانند انجام دهند ، پایدار می سازند . حالت فازی با قواعد خود می تواند کنترلی نرم و یکنواخت به دست دهد. به این ترتیب پرش های بیشینه و کمینه ، که در سیستم های دارای کنترل ریاضی قدیم متداول است و به سیستم ضربه وارد می آورد ، کاهش می یابد . تکنولوژی ساخت حس کننده ها یا سنسورها می تواند انقلاب فازی را سرعت بخشد . آن خبرگان کوچک فازی به اطلاعات زیادی نیاز دارند و و این اطلاعات باید سریعتر و دقیق تر به آن ها برسد و اطلاعات هر چه بیش تر و دقیق تر تهیه شود ، نتیجه بهتر خواهد بود . در سیستم های فازی سازگار یا تطبیقی ، یک شبکه عصبی ؛ یک سیستم رایانه ای که یادگیری و الگوهای شناخت مغز را مشابه سازی می کند ، قواعد فازی را براساس اطلاعات آموزشی خود تولید می کند . آنها از تجربیات خود یادگیری می کنند . سیستم عصبی شبیه چشم ها و گوش های موجود زنده عمل می کند . این سیستم می تواند الگوهای موجود در اطلاعات را دیده و به آرامی قواعدی به وجود آورد که آنها را به یکدیگر مرتبط سازد. این الگوهای مجموعه های فازی و روابط بین آنها ، قواعد فازی نامیده می شوند .

نوشته آقای اسماعیل بلالی

مفاهيم: نشانگان چشمي كار با كامپيوتر (CVS) چيست؟

CVS مجموعه علائم چشمي و بينايي است كه بر اثر كار با كامپيوتر ايجاد مي‌شود.

تقريبا سه چهارم كساني كه زياد با كامپيوتر كار مي‌كنند، گرفتار اين علائم هستند. به نظر مي‌رسد با فراگيرتر شدن به كارگيري كامپيوتر در محل هاي كار و حتي در خانه ها تعداد كساني كه از CVS رنج مي برند، رو به افزايش باشد.

علائم CVS

مهمترين علائم CVS عبارتند از: خستگي چشم، خشكي چشم، سوزش، اشك ريزش و تاري ديد. CVS همچنين ممكن است سبب درد در گردن و شانه‌ها نيز بشود.

چشم انسان حروف چاپي را بهتر از حروف نمايش داده شده بر روي مانيتور مي بينند. علت اين امر اين است كه حروف چاپي كنتراست بيشتري با صفحه سفيد زمينه داشته و لبه هاي آنها واضح تر است، حال آنكه در مورد صفحه مانيتور چنين نيست و لبه ها به وضوح حروف چاپي نيستند بلكه حروف از يك مركز با كنتراست بالا شروع شده و به تدريج كم‌رنگ تر مي‌شوند و پس از تبديل به خاكستري كمرنگ ناپديد مي گردند. بنابراين لبه هاي حروف بر روي صفحه مانيتور وضوح حروف چاپي را ندارد.

يكي از مهمترين دلايل خشكي و سوزش چشم هنگام كار با كامپيوتر كاهش ميزان پلك زدن است به طوري كه افراد هنگام كار با كامپيوتر تقريبا يك پنجم حالت عادي پلك مي‌زنند. اين مسأله به همراه خيره شدن به صفحه مانيتور و تمركز بر روي موضوع كار سبب مي‌شود تا پلك‌ها مدت بيشتري باز بمانند و در نتيجه اشك روي سطح چشم سريعتر تبخير مي‌شود.

10 توصيه براي كاهش علائم CVS

1. سعي كنيد بطور ارادي پلك بزنيد. اين كار سبب مي شود سطح چشم شما با اشك آغشته شده و خشك نشود. در صورتيكه مشكل شما شديد باشد، مي توانيد از قطره هاي اشك مصنوعي استفاده كنيد.

2. مركز مانيتور بايد حدود 10 تا 20 سانتي متر پايين تر چشمان شما باشد. اين وضعيت علاوه بر اينكه باعث مي شود پلك ها پايين تر قرار گيرند و سطح كمتري از چشم در معرض هوا باشد. از خستگي گردن و شانه ها نيز مي كاهد. در اين موارد هم بايد مانيتور را در ارتفاع مناسب قرار داد و هم ارتفاع صندلي را نسبت به ميزكار تنظيم كرد بطوريكه ساعد شما هنگام كار با صفحه كليد موازي با سطح زمين باشد.

3. مانيتور خود را طوري قرار دهيد كه نور پنجره يا روشنايي اتاق به آن نتابد. هنگام كار با كامپيوتر سعي كنيد پرده ها را بكشيد و روشنايي اتاق را نيز به نصف وضعيت معمولي كاهش دهيد.

اگر از چراغ مطالعه بر روي ميز خود استفاده مي كنيد آن را طوري قرار دهيد كه به صفحه مانيتور يا چشم شما نتابد. همچنين مي‌توانيد از صفحه‌هاي فيلتر نيز بر روي صفحه مانيتور استفاده كنيد. تابش نور به صفحه مانيتور سبب كاهش كنتراست و خستگي چشم مي‌شود. اين مسأله بخصوص زماني كه زمينه صفحه تيره باشد، شديدتر خواهد بود.

4. به چشمان خود استراحت دهيد. سعي كنيد هر 5 تا 10 دقيقه چشم خود را از مانيتور برداشته و به مدت 5 تا 10 ثانيه به نقطه اي دور نگاه كنيد. اين كار سبب استراحت عضلات چشم مي شود. همچنين به شما وقت مي دهد پلك بزنيد و سطح چشم شما مرطوب شود.

5. اگر مجبوريد كه متناوبا به يك صفحه نوشته و مانيتور نگاه كنيد (به خصوص در مورد تايپيست ها) ممكن است چشم شما خسته شود زيرا بايد تطابق خود را تغيير دهد. براي جلوگيري از اين مسأله سعي كنيد صفحه نوشته شده را در حداقل فاصله و هم سطح با مانيتور قرار دهيد. براي اينكار مي توانيد از كاغذ‌نگه‌دار استفاده كنيد.

6. فاصله مانيتور با چشمان شما بايد 50 تا 60 سانتي متر باشد.

7. روشنايي و كنتراست مانيتور خود را تنظيم كنيد. ميزان روشنايي مانيتور بايد با روشنايي اتاق هماهنگي داشته باشد. يك روش براي تنظيم روشنايي مانيتور اين است كه به يك صفحه وب با زمينه سفيد (مثل اين صفحه) نگاه كنيد. اگر سفيدي صفحه براي شما مثل يك منبع نور است روشنايي مانيتور زياد است و بايد آن را كم كنيد.

در مقابل، اگر صفحه كمي خاكستري به نظر مي رسد روشنايي را زياد كنيد. در مجموع روشنايي بايد در حدي باشد كه چشمان شما احساس راحتي كنند. كنتراست مانيتور بايد حداكثر باشد تا لبه هاي حروف بيشترين كنتراست را با نوشته خود پيدا كند.

8. مشخصات ديگر مانيتور خود را تنظيم كنيد. كيفيت نمايش تصاوير بر روي مانيتور به سه عامل بستگي دارد: سرعت تجديد، تفكيك‌پذيري و حد نقطه‌اي.

سرعت تجديد (Refresh Rate) نشاندهنده فركانس تجديد تصوير بر روي مانيتور است. فركانس پايين مي تواند براي چشم خسته كننده باشد و فركانس‌هاي خيلي پايين سبب پرش تصوير مي شوند. بهترين سرعت تجديد حدود 70 هرتز يا بيشتر است.

تفكيك‌پذيري(Resolution) كه به سرعت تجديد نيز بستگي دارد، به تراكم پيكسل‌هاي تصوير بر روي مانيتور گفته مي شود. هرچه تعداد پيكسل ها بيشتر باشد جزئيات بيشتري از تصويز ديده مي شود.

به طوركلي هرچه تفكيك‌پذيري بيشتر باشد بهتر است ولي بايد به سرعت تجديد نيز توجه داشت. گاهي تفكيك‌پذيري‌هاي بالا، سرعت تجديد پايين دارند، بنابراين بايد وضعيتي را انتخاب كرد كه هر دوي اسن شاخص‌ها بيشترين مقدار را داشته باشند.

حد نقطه‌اي (Dot Pitch ) بر وضوح تصوير مؤثر است و هر چه عدد آن كمتر باشد تصوير واضح‌تر است. بيشتر مانيتورها حد نقطه‌اي بين 25/0 تا 28/0 ميلي متر دارند. 28/0 ميلي‌متر يا كمتر عدد مطلوب است.

سرعت تجديد و تفكيك‌پذيري را مي‌توان در خصوصيات نمايش (Display Properties ) در ويندوز تنظيم كنيد ولي حد نقطه‌اي قابل تنظيم نيست.

9. اگر عليرغم رعايت توصيه‌هاي گفته شده باز هم دچار علائم CVS هستيد، مي‌توانيد از عينك‌هاي مخصوص استفاده كنيد زيرا گاهي مشكل در ديد متوسط است.

ما به طور معمول كمتر از ديد متوسط استفاده مي كنيم، زيرا بيشتر اوقات يا اشياء دور را نگاه مي‌كنيم و يا اشياء نزديك. ولي مانيتور كامپيوتر دقيقا در فاصله اي از چشم قرار مي‌گيرد كه مربوط به ديد متوسط است.

اگر شما عينكي هستيد عينك شما به احتمال زياد براي كار با كامپيوتر مناسب نيست، زيرا ديد متوسط را اصلاح نمي‌كند. براي دريافت عينك مناسب كامپيوتر به چشم پزشك مراجعه كنيد.

10. هنگام كار با كامپيوتر سعي كنيد گردن خود را راست نگهداشته و شانه را عقب بدهيد. قوز كردن هنگام كار طولاني با كامپيوتر سبب دردهاي گردن و شانه ها مي شود. اگر پشتي صندلي شما قابل تنظيم است آن راطوري تنظيم كنيد كه كاملا به پشت شما بچسبد.

همچنين ارتفاع صندلي خود را طوري تنظيم كنيد كه كف پاها روي زمين قرار داشته و زانوي شما در زاويه 90 درجه قرار داشته باشد. صفحه كليد و ماوس بايد پايين تر از آرنج و نزديك دستان شما قرار داشته باشد.

اگر همچنان بر اثر كار با كامپيوتر دچار مشكلات چشمي هستيد بهتر است به يك چشم پزشك مراجعه كنيد.

http://www.noorvision.com/articles/?articleID=5

ارسال شده در عمومی, مقالات. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

شرح VPN

?What is VPN

Private Network (VPN) has risen fast to become a major networking technology in just a few years. With a VPN, you can send data, via a shared or public network in a manner that emulates a point-to-point private link, between two networks (routers), between two servers, or between a client and a server. In this article, we will focus only the VPN connection mode between a client and a server. In this mode, the remote PC (installed with a VPN client software) utilizes existing telecommunications infrastructures (e.g., phone lines, broadband services, dedicated Internet link, etc), and a tunneling protocol (incorporated with other authentication and encryption protocols) to securely access resource inside the corporate Intranet through a VPN server which sits at the perimeter of the corporate network.

:The following diagram depicts the VPN connection

 

VPN چیست؟

شبکه خصوصی مجازی (VPN) یک تکنولوژی شبکه سازی اصلی درست در چند سال میشود. با یک VPN ، شما می توانید داده ها را بفرستید، به وسیله اشتراک گذاری یا شبکه عمومی در یک روشی که يك اتصال خصوصى مرحله به مرحله ، بین دو شبکه (روتر ها) ، بین دو سرور ، یا بین یک کاربر و سرور  رقابت کند. در این مقاله، ما فقط بر روی حالت شبکه خصوصی مجازی بین کاربر و سرور متمرکز می شویم. در این حالت کامپیوتر های شخصی از راه دور  [Remote PC] (به وسیله یک نرو افزار کاربر VPN نصب می شود) با بکار بردن ارتباطات راه دور زیر ساختار ها حاضر هستند( به عنوان مثال خطوط تلفن، سرویس های پهنای باند، اتصال اینترنت اختصاصی و…) و یک پروتکل تونل سازی یا همان tunneling protocol برای دسترسی ایمنی به منابع اینترانت corporate از میان یک سرور VPN که در پیرامون شبکه corporate  قرار می گیرد.

دیگرام زیر ارتباط VPN را نمایش می دهد.

 

 

 

  ادامه مطلب »

ارسال شده در اینترنت, مقالات. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

VOIP چیست؟

 

 

 

 کلمه VOIP بر گرفته از کلمه Voice Over Internet Protocol  (معنی= صدا بر روی پروتکل اینترنت) می باشد. اگر بخواهیم معنی کلمه را تفسیر کنیم  به این صورت می باشد که در حقیقت VOIP را به معنی انتقال صدا از به وسیله شبکه اینترنت می باشد که برای این مورد می توان مثالی همچون کارت های تلفن اینترنتی را زد. با وسیله فناوری VOIP صدای شما از طریق گوشی تلفن یا گیرنده متصل به کامپیوتر دریافت می شود که پس از دریافت اطلاعات توسط کامپیوتر ابتدا طلاعات دیجیتالی شده و به صورت بسته های اطلاعاتی آنالوگ باز می گردد حال با توجه به این تغییرات اعمال شده صدای شما را به جای اینکه صدای شما را به صورت آنالوگ و از طریق ارتباطات معمول مخابرات انتقال دهد به صورت دیجیتال و از طریق شبکه اینترنت منتقل می شود و با توجه به این عملیات میزان هزینه تماس تلفنی را کاهش می دهد.

منیع

ارسال شده در امنیت, عمومی, مقالات. برچسب‌ها: . بیان دیدگاه »

شبکه عصبی – 2

 

 

سابقه تاریخی:

به نظر می آید شبیه سازی های شبکه عصبی  یکی از پیشرفت های اخیر باشد . اگرچه این  موضوع پیش از ظهور  کامپیوتر ها بنیان گذاری شده  و  حداقل یک مانع بزرگ تاریخی  و  چندین دوره مختلف را پشت سر گذاشته است.

خیلی از پیشرفت های مهم با تقلید ها وشبیه سازی های  ساده و ارزان کامپیوتری بدست آمده است. در پی یک دوره ابتدائی اشتیاق و فعالیت در این زمینه ، یک دوره ی بی میلی و بدنامی راهم پشت سر گذاشته است . در طول این دوره سرمایه گذاری و پشتیبانی حرفه ای از این موضوع در پایین ترین حد خود بود ، پیشرفت های  مهمی به نسبت تحقیقات محدود در این زمینه صورت گرفت . که بدین وسیله  پیشگامان قادر شدند تا به گسترش تکنولوژی متقاعد کننده ای بپردازند که خیلی برجسته تر از محدودیت هایی بود که توسط Minsky  و    Papert شناسانده  شد. Minsky  و  Papert ،کتابی را در سال 1969 منتشر کردند که در آن عقیده عمومی را جع به میزان محرومیت شبکه های عصبی را در میان محققان معین کرده بود و بدین صورت این عقیده بدون تجزیه و تحلیل های بیشتر پذیرفته شد. هم اکنون ، زمینه تحقیق شبکه های عصبی  از تجدید حیات علایق و متناطر با آن افزایش سرمایه گذاری لذت می برد .

بررسی اجمالی ساختار مغز:

همانند بسياری از اختراعات که الهام گرفته از طبيعت ميباشد، برای شبيه سازی سيستم مزبور نيز، ساختار مغز مورد تحليل واقع شد. در سال 1911 Segal نرون را کشف نمود و بر اساس در دهه 40 ميلادی يعنی حدود 65 سال قبل اولين شبکه عصبی توسط Culloch و Pitts طراحی شد. شبکه مزبور قادر به محاسبه توابع منطقی بود. امروزه حداقل بيش از 50 نوع شبکه عصبی طراحی گرديده است که در علوم مختلف کاربرد بسياری دارند .

نرون کوچکترين واحد مستقل پردازش اطلاعات است که متشکل از دندريت، اکسون است که با فاصله های کوچک موسوم به سيناپس از يکديگر جدا ميشوند.

دندريتها که بصورت درخت گونه پخش هستند اطلاعات دريافتی بشکل سيگنال را دريافت نموده و و آن را به هسته سلول هدايت ميکنند، يک عمل جمع ساده از کل سيگنالها بسته به وزن و شدت هريک در هسته انجام ميگردد و نتيجه توسط اکسون هدايت ميشود و بسته به شدت آن ممکن است پالس الکتريکی را از سيناپس با شدت بيشتر يا با شدت کمتر عبور دهند و يا ممکن است با دليل ضعيف بودن بار الکتريکی آن را عبور ندهند.

با این ديد اجمالی از نحوه عملکرد نرون، بايد سيستمی طراحی گردد که حاوی تعدادی ورودی بوده که بسته به اهميت هريک آنها را با يکديگر جمع ساده جبری نمايد و توسط يک تابع موسوم به تابع تبديل انان را به نرون های ديگر ارسال نمايد.

شباهت با مغز:

اگر چه مكانيسم‌هاي دقيق كاركرد مغز انسان (يا حتي جانوران) به ‌طور كامل شناخته شده نيست، اما با اين وجود جنبه‌هاي شناخته شده‌اي نيز وجود دارند كه الهام بخش تئوري شبكه‌هاي عصبي بوده‌اند . سلول‌هاي عصبي قادرند تا با اتصال به‌يكديگر تشكيل شبكه‌هاي عظيم بدهند. گفته مي‌شود كه هر نرون مي‌تواند به هزار تا ده هزار نرون ديگر اتصال يابد (حتي در اين مورد عدد دويست هزار هم به عنوان يك حد بالايي ذكر شده است). قدرت خارق‌العاده مغز انسان از تعداد بسيار زياد نرون‌ها و ارتباطات بين آنها ناشي مي‌شود. ساختمان هر يك از نرون‌ها نيز به‌تنهايي بسيار پيچيده است. هر نرون از بخش‌ها و زير‌سيستم‌هاي زيادي تشكيل شده است كه از مكانيسم‌هاي كنترلي پيچيده‌اي استفاده مي‌كنند. سلول‌هاي عصبي مي‌توانند از طريق مكانيسم‌هاي الكتروشيميايي اطلاعات را انتقال دهند. برحسب مكانيسم‌هاي به‌كاررفته در ساختار نرون‌ها، آنها را به بيش از يكصدگونه متفاوت طبقه‌بندي مي‌كنند. در اصطلاح فني، نرون‌ها و ارتباطات بين آنها، فرايند دودويي(Binary)، پايدار (Stable) يا همزمان (Synchronous) محسوب نمي‌شوند. در واقع، شبكه‌هاي عصبي شبيه‌سازي شده يا كامپيوتري، فقط قادرند تا بخش كوچكي از خصوصيات و ويژگي‌هاي شبكه‌هاي عصبي بيولوژيك را شبيه‌سازي كنند. در حقيقت، از ديد يك مهندس نرم‌افزار، هدف از ايجاد يك شبكه عصبي نرم‌افزاري، بيش از آنكه شبيه‌سازي مغز انسان باشد، ايجاد مكانيسم ديگري براي حل مسائل مهندسي با الهام از الگوي رفتاري شبكه‌هاي بيولوژيك است.